باب اختيار طلاق را به زوجه دادن
پدرم - رضى الله عنه - در رساله اى كه براى من فرستاد فرموده اى فرزند عزيزم بدان كه اصل در اختيار طلاق بزن دادن اين بود كه خداوند متعال در مورد سخنى كه يكى از همسران پيغمبرش صلَّى الله عليه و آله بر زبان رانده بود و آن سخن بر خداوند گران آمده بود رسولش را دستور فرمود كه از زنان خود كناره گيرد تا نزديك يك ماه ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بيست و نه روز گوشه گيرى نمود و در مشربه امّ ابراهيم ( كه در حوالى مسجد قبا است ) منزل كرد و به شهر نيامد سپس اين آيه نازل شد * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا ، وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الله وَرَسُولَه وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ الله أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً ) * ( اى پيامبر ما با زنان خود بگو اگر شما زندگانى و زر و زيور دنيا را طالبيد بياييد تا من مهر شما را پرداخته شما را رها كنم به خوبى و خرسندى و اگر طالب خدا و رسول او و مشتاق سراى آخرت هستيد همانا خداوند نيكوكاران شما را در قيامت أجر بزرگ عطا خواهد فرمود ) احزاب : 29 . و آن زنان خدا و رسولش را اختيار كردند و طلاق واقع نشد ، و چنانچه ميل خود را بر خدا و رسول ترجيح ميدادند البتّه فراق حاصل مىشد و مطلَّقه مىشدند .
شرح : « اين كلام مضمون حديثى است كه كلينى - رحمه الله - در كتاب