4597 - و محمّد بن نعمان أحول از آن حضرت ( امام صادق ) عليه السّلام پرسيد : كمتر چيزى كه مىتوان به آن زنى را متعه كرد چيست ؟ فرمود : مشتى گندم بزن دهد و به او بگويد : « زوّجيني نفسك متعة - تا آخر آنچه در متن ذكر شده » ( خويشتن را بزوجيّت من درآور در مدّتى كه نامبرده شد به حكم كتاب خداوند و سنّت پيامبرش بزناشوئى قانونى نه بر سبيل بىعفّتى و زنا به شرط آنكه نه من از تو ميراث برم و نه تو از من و نيز از تو فرزند نخواهم ، و چنانچه اين بنظرم رسيد من بر مبلغ بيفزايم و تو بر مدّت .
شرح : « مشهور برآنند كه بر آن مدّت كه در صيغهء عقد ذكر شده نميتوان با توافق افزود لذا گويند در خبر مراد آنست كه پس از تمام شدن مدّت مذكور در عقد دوباره اگر بخواهيم با اجرتى بيشتر و مدّتى زيادتر عقد ازدواج مىبنديم ، و يا بقيّهء مدّت را مىبخشم و از نو قرارداد ديگرى با اجرت و مدّت بيشترى مىبنديم » .
4598 - جميل بن صالح گويد : يكتن از شيعيان به امام صادق عليه السّلام گفت : از متعه چيزى در دل من ميخلد ، لذا سوگند ياد كردهام كه هرگز ازدواج مدّتدار نكنم ، حضرت صادق عليه السّلام به او فرمود : هر گاه تو فرمان خداوند را نبرى پس معصيت او را كرده باشى .
4599 - يونس بن عبد الرّحمن گويد : از حضرت رضا عليه السّلام پرسيدم :
مردى با زنى از شيعيان دور از نظر خويشان مخالفش ازدواج موقّت كرد ، خويشانش با
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٢١