سيد رضا مؤيد ( ت 1321 ه . ش )
17 در رثاى امام مجتبى ( ع )
مهرت به كاينات برابر نمىشود * داغى ز ماتم تو فزونتر نمىشود
از داغ جانگداز تو اى گوهر وجود * سنگ است هر دلى كه مكدّر نمىشود
ظلمى كه بر تو رفت ز بيداد اهل ظلم * بر صفحهء خيال مصوّر نمىشود
تنها جنازهء تو شد آماج تير كين * يك ره شد اين جنايت و ديگر نمىشود
بىبهره از فروغ ولاى تو يا حسن * مشمول اين حديث پيمبر نمىشود
فرمود ديدهاى كه كند گريه بر حسن * آن ديده كور وارد محشر « 1 » نمىشود
دارم اميد بوسهء قبر تو در بقيع * امّا چه مىتوان كه ميسّر نمىشود
با اين ستم كه بر تو و بر مدفنت رسيد * ويران چرا بناى ستمگر نمىشود
آن را چه دوستى است « مؤيّد » كه ديدهاش * از خون دل ز داغ حسن تر نمىشود « * »
در شهادت حضرت امام حسن ( ع )
ز آن طشت پر ز لخت جگر در مقابلش * پيدا بود كه زهر چه كرده است با دلش
هامش
( 1 ) - اشاره است به حديثى كه از پيامبر ( ص ) نقل شده است كه دربارهء سبط اكبر امام حسن ( ع ) مطالبى فرمود از جمله : فمن بكاه لم تعم عينه يوم تعمى العيون و من حزن عليه لم يحزن قلبه يوم تحزن القلوب « كسى كه بر حسن ( ع ) گريه كند روزى كه چشمها كور مىشود ( روز قيامت ) چشمش كور نمىشود و كسى كه براى حسن ( ع ) محزون باشد ، روزى كه همهء دلها محزون است دلش محزون نخواهد شد » . ( بحار الانوار ، ج 44 ص 149 ) .
* گلهاى اشك ، سيد رضا مؤيّد ، انتشارات علىزاده ، مشهد ، 1370 ه . ش ، ص 195 .