تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
فرودين بسيار ديدم من نه اين سان فرودين * آرى اين چشمه سر از سر چشمهء ديگر گرفت
حبّذا عيد آن كه از فيضش جلالت رخ نمود * مرحبا عيد آن كه از يمنش سعادت در گرفت
آفتابى سر زد از دامان زهراى بتول * آن كه نور از پرتو او خسرو خاور گرفت
سبط اول ، حجّت دوم ، ولىّ بن ولى * آن كه عرش كبريا از حضرتش لنگر گرفت
اى خديوى كز وجودت هر وجودى از ازل * هوش در سر ، تاب در تن ، روح در پيكر گرفت
از شعاع مهر رخسار تو از شرمندگى * آفتاب از چرخ بر سر نيلگون معجر گرفت
خاك درگاه تو را نازم كه با يك جلوه‌اش * بو ز مشك و رنگ از گل ، عطر از عنبر گرفت
خنگ رويين سمّ تو در پويه و رفتار خود * ژاله ز ابر ، آتش ز برق و سرعت از تندر گرفت
طفل ابجد خوان درگاه تو هنگام جدل * از فلك خنگ و ز مه خُود و ز خور افسر گرفت
محفل « طائى » مطاف قدسيان گرديد چون * بهر اوصاف تو بر كف خامه و دفتر گرفت « * »
هامش
* ديوان طائى شميرانى ، جلد دوم - بخش قصايد ، تبريز ، 1366 ه . ش ، ص 74 .
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 73 | احمد احمدى بيرجندى