تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
خرّم كسى كه رفت در آن باغ مينوى * شادان هر آن كسى كه بر اين درگه ايستاد
نور مجرّد است و تجلّى نور حقّ * در كسوت عناصر و در صورت مواد
ما را ز تيه وادى حيرت « 2 » نجات بخش * اى صاحب كرامت و اى مظهر رشاد
افتادگان ورطهء غم را ، بگير دست * يا صاحب الولايه ، يا شافع العباد
از دود آه من شود آيينهء سپهر * تاريك چون ز غربتش آيد مرا به ياد
اى كاش كاندمى كه همى سوخت از عطش * خشكيده آب دجله چو آتش وزيد باد
شد پاره پاره‌اش دل و ناليد از ستم * لعنت بر آن كه زهر خورانيدش از عناد
بوى عبير يوسف گل پيرهن ، ببر * اى باد سوى طوس ، گذارت گر اوفتاد
بر گوى نزد ضامن آهو ز جسم وى * بغداد را ز مشك ختن نافه‌ها گشاد
آخر عزيز فاطمه از كيد امّ فضل * جانش ز تن بر آمد و صد آهش از نهاد
زان روست كلك « آيتى » اى خواجه ، روحبخش * كاب حيات خضر نهان است در سواد « 3 » « * »
هامش
( 2 ) - تيه وادى حيرت : بيابان گمراهى و سرگردانى . ( 3 ) - آب حيات خضر نهان است در سواد : منظور شاعر اين است كه : كلك و قلم شاعر بدان جهت روح مىبخشد و عمر جاويد مىدهد كه همچون آب حيات خضر در سياهى مركب دوات پنهان است و با كلك روحبخش او از ظلمات به عالم روشنى در مىآيد . * ديوان ، درّ غلطان ، اثر طبع آية اللّه آيتى ، تهران ، 1346 ه . ش ، ص 33 .