نازم آن ريحان خوشبويى كه با باران فيض * تربيت دست « رضا » در دامن « ريحانه » كرد
صبحدم در خانهء ريحانه خورشيدى دميد * كز فروغ چهرهاش روشن فضاى خانه كرد
كوكب برج فضايل خسرو خوبان جواد ( ع ) * آن كه محو نور علمش مردم فرزانه كرد
وارث شاه ولايت شهريارى كز بيان * ساحت حق را جدا از باطل و افسانه كرد
بىرخش كاشانهء دين چون شب تاريك بود * پرتو صبح جمالش روشن اين كاشانه كرد
ابر احسانش جهان را خرّم و شاداب ساخت * كاخ ايمانش بناى كفر را ويرانه كرد
نعمت شاهانهء او شامل شاه و گداست * كى تواند كس سپاس نعمت شاهانه كرد
آيت « نورٌ على نور » از حريمش شد عيان * چون در آغوش صدف جا آن دُر يك دانه كرد
از پى ويرانى شالودهء كفر و ضلال * تكيه بر عزم بلند و همّت مردانه كرد
اى « رسا » جان را نثار مقدم جانانه كن * زان كه جان بايد نثار مقدم جانانه كرد . « * »
هامش
* ديوان كامل دكتر قاسم رسا ، چاپ پاسبان رضوى ، مشهد ، ص 122 .