شد باغ جهان صد حيف زان نو گل جان محروم * بشكست رقيب از كين سروى خوش و خرم را
از فتنهء عباسى در خيمهء شمّاسى « 2 » * نوشيد لب نوشش از جام جفا سم را
از معتصم اين بيداد بر خسرو ايمان رفت * كاش اين فلك كجرو كمتر كند استم را
صيّاد جفا بشكست ، پر ، بلبل عرشى را * بر روى خلايق بست ، باب اللّه اعظم را
زود از چمن عالم آن مرغ خوش الحان رفت * تنگ اين قفس تن بود آن روح مكّرم را
ساقى ز مى عشقش يك جام لبالب ريز * زان تاك الست آور صهباى « 3 » دمادم را
از بادهء لاهوتى بر اهل صفا بخشا * تا زندهء جاويدان ، سازى دل محرم را
بر شيعهء پاكش باز ، درهاى بهشتى ساز * بر دشمن ناپاكش ، افروز جهنم را
يا رب به « الهى » بخش صهباى ولاى او * تا بر فلك افرازد از عشق تو پرچم را « * »
هامش
( 2 ) - خيمهء شمّاسى : شمّاسه : محلهاى بوده است در بغداد كه افراد قلّاش و دزد و طرّار در آن جا گرد مىآمدهاند . شاعر به طور كنايى ارادهء قصر بنى العباس كرده است كه توطئه قتل امام ( ع ) در آن جا انجام گرديد .
( 3 ) - صهبا : شراب .
* كليات ديوان حكيم الهى قمشهاى ، ص 349 .