تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
درياى گهر زايش چون موج برانگيزد * پر دُرّ و گوهر سازد گنجينهء عالم را
از مدرسهء علمش درسى به فلاطون گو * وز ميكدهء جودش يك جام بده جم را
از شاه تقى مدحى اى بلبل گلشن گو * تا باغ جنان سازى اين انجمن غم را
درياى سخاوت كيست ؟ سلطان جواد اى جان * زان بحر كرم دادند يك مشربه حاتم را
در مكتب تعليمش ادريس فلك فر بين * بر مائدهء جودش صد عيسى مريم را
چون بارقهء علمش بر چرخ زند پرچم * با خاك كند يك سان صد يحيى اكثَم « 1 » را
در هم شكند قهرش هر قدرت و نيرو را * بر باد دهد عزمش هر عزم مصمّم را
گر دم زند از حكمت آن ناطقهء رحمت * بر خاك فرود آرد نه چرخ معظّم را
صد يوسف مصرى را مشتاق جمالش بين * مدهوش جلال وى شاهان دو عالم را
وصفيش جواد آمد وصفيش تقى كان شه * شد مظهر لطف و قهر سلطان دو عالم را
بر مهر رخش بستند پيمان دل هشياران * روزى كه عجين كردند آب و گل آدم را
هامش
( 1 ) - يحيى بن اكثم : از علما و فقهاى زمان مأمون و معتصم عباسى بود .
مناقب و مراثى اهل بيت ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 250 | احمد احمدى بيرجندى