چون شدى سرگرم طاعت ساختى در معبدش * لالهء حمراى آتش را چو ورد ياسمين
چون شدى بر طور همّت چون عصا مىساختى * گرچه اژدر مىشدى در امتحان ديو لعين
گر كه موسى رفت نزد خضر ، خضر آمد برش * تا ز اندوه حوادث دل ندارد او غمين
چون سليمان گر نبودى طير در فرمان او * كى عصافير آمدى از خرمن او خوشهچين
پيرو حكم مطاعش بود يكسر وحش و طير * روضمان قصهء آهو تو بر خوان و ببين « 3 »
گر نمود احياى موتى عيسى مريم به دم * در محاكم از حجر برخاست در نزدش انين « 4 »
تا به حدّى بود زهدش كز فضاى لا مكان * بارها آمد خطاب انت خير الراغبين « 5 »
روضهء مرضيّهاش باشد مطاف انس و جان * مرقدش شد مهبط اسرار رب العالمين
وارث علم سلونى « 6 » دُرّ درج لو كُشِف « 7 » * ميوهء نخل لَعمْرُك « 8 » ، مقتداى چارمين « 9 »
گوهر بحر رسالت ، نور شمع لا فتى * حامل علم لدنى ، قدوهء دنيا و دين
كاشف اسرار فرقان ، سامع الهام غيب * مالك ملك امامت ، صاحب علم اليقين
هامش
( 3 ) - اشاره است به معجزاتى كه از آن حضرت مشاهده شده : يكى مربوط است به حملهء دو شير به دزدى كه معترض آن حضرت گرديد و دريدن شيرها آن مرد راهزن را به اذن خداوند متعال و معجزهء ديگر مربوط است كه آمدن آهويى نزد آن حضرت و طلب كردن بچهء خود را كه گرفتار شده و از روز قبل شير نخورده بود . ( براى تفصيل مطلب رجوع كنيد به : منتهى الآمال ، شيخ عباس قمى باب ششم ، صص 42 ، 46 ) .
( 4 ) - مربوط است به پيغام فرستادن محمد بن حنفيّه عموى آن حضرت پس از شهادت حضرت امام حسين ( ع ) به حضرت سجّاد كه امامت ، پس از پدرت ، حق من است . حضرت سجّاد براى اين كه اين امر بر همگان روشن شود محمد بن حنفيّه را دعوت كرد كه در اين امر بهتر است داورى به حجر الاسود بريم . محمد بن حنفيه اين كار را قبول كرد و از حجر الاسود شهادت خواست حجر الاسود در برابر گواهى خواستن او چيزى ابراز نكرد ؛ امّا وقتى حضرت سجّاد از حجر الاسود شهادت خواست حالت انقلابى به سنگ دست داد كه قريب به اين بود از جاى كنده شود ، اين مطلب بعد از انين و نالهء حجر براى همه مردم كه در مورد محمد بن حنفيّه سخنانى مىگفتند كاملا روشن شد و امامت بر حضرت سجّاد قرار گرفت . ( براى تفصيل مطلب مراجعه كنيد به : منتهى الآمال ، محدّث قمى ، باب ششم ، صص 32 - 33 ) .
( 5 ) - خير الرّاغبين : گزيدهتر گرايش كنندگان به حق و به عبادت پروردگار عالم .
( 6 ) - وارث علم سلونى : اشاره است به علم على امير المؤمنين ( ع ) كه بارها مىفرمود :
سلونى قبل ان تفقدونى : « پيش از آن كه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد تا مشكل شما را بگشايم » ، حضرت سجاد ( ع ) وارث چنين علمى بود .
( 7 ) - در درج لو كشف : و نيز حضرت سجّاد وارث درّ دانشى بود كه در صندوقچهء ( لو كشف ) قرار داشت . لو كشف : اشاره است به سخن مولى على ( ع ) كه مىفرمود : لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا . « اگر پرده از عالم غيب برگيرند چيزى بر يقين من ( به سبب ايمان كاملى كه دارم ) افزوده نخواهد شد . »
( 8 ) - حضرت سجّاد ( ع ) ميوهء نخل نبوّت بود ، نبوّتى كه مورد عنايت خاص خداوند قرار داشت كه خداوند بزرگ در قرآن فرمود :لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ: « به جان تو سوگند ( اى رسول گرامى ) كه اينان در مستى و غرور خود سرگرداناند » اين آيه دلالت بر كمال عنايت خدا به پيامبرش مىكند . ( آيهء 72 سورهء حجر )
( 9 ) - مقتداى چارمين : چهارمين پيشوا و امام .