از اين باب و اين شوى و ذريّه باللّه * زهى در شرف رتبه اللّه اكبر
الهى بر اين بضعهء پاك احمد * الهى بر اين پاك و پاكيزه دختر
مكن دستم از ذيل لطفش تو كوته * ز درگاه مهرش مرانم تو از در
به دامان فضلش رسان دست فقرم * به حبّش نما قلبم آكنده يكسر
بود افجهاى روسيه از گناهش * الهى تو از جرم و عُصيانش بگذر
پانوشتها
شرح
0535945 خ 0 ( 1 ) خ . مصقّل : صيقلى شده .
0535945 خ 0 ( 2 ) خ . بيداى ( بيداء ) : بيابان ، دشت .
0535945 خ 0 ( 3 ) خ . مرمد : صفت چشمى است كه به « رمد » : درد چشم و سرخى دچار است .
0535945 خ 0 ( 4 ) خ . برد و سلام : اشاره است به آيهء مباركهء :« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ ». « ما خطاب كرديم كه اى آتش سرد و سلام بر ابراهيم ( ع ) باش » ( سورهء انبياء ، آيهء 69 ) .
0535945 خ 0 ( 5 ) خ . طه : از القاب رسول اكرم ( ص ) كه در قرآن آمده است .
1535945 خ 0 ( 6 ) خ . هل اتى : رك : 2 / 8
1535945 خ 0 ( 7 ) خ . علّت مبقى : سبب و جهت برپادارنده و نگهدارندهء چيزى .
1535945 خ 0 ( 8 ) خ . اشاره دارد به سورهء كوثر :« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ . إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ». : اى رسول گرامى ما به تو كوثر عطا كرديم ، پس تو هم براى پروردگارت به نماز بپرداز و قربانى كن . بيقين دشمن بدگوى تو مقطوع النسل است .
نقل شده است كه منظور از « كوثر » دختر پاك پيامبر ( ص ) و نسل پايدار آن شجرهء طيّبه است .
1535945 خ 0 ( 9 ) خ . عاص بن وائل : كسى بود كه به رسول گرامى نسبت ناروايى داد و خود مقطوع النسل و بدون اولاد ماند .