تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
به شوق و شعف دشمنان از شماتت * به قلب رسول اللّه آورده اخگر
كه نبود به ختم رُسُل جانشينى * ز فقدان اولاد گرديده ابتَر
يقين از پى رحلتش در زمانه * كه اسلام و دين است برچيده يكسر
نبى چون غمين گشت جبريل از حق * به دلجوييش نازل آورده كوثر
عطا بر تو كوثر نموديم ز احسان * كه نايد به دل گرد غم بار ديگر
به نهر بهشت و به خير كثيرت * به تكثير نسلت ز زهراى اطهر
چه زهرا كه شد لؤلؤ بحر عصمت * چه زهرا كه برج حيا راست اختر
چه زهرا كه بر هَل اتى 9535945 خ 0 6 خ بود مقصد * چه زهرا كه بُد مَظهَر حى داور
چه زهرا كه شد علّتِ مُبقِى 0635945 خ 0 7 خ دين * چه زهرا كه از عالمى گشته مهتر
چه زهرا كه بد خلقتش فوق ممكن * چه زهرا كه تطهير را گشته مضمر
چه زهرا كه گر ذات پاكش نبودى * شدى غنچهء دين و رسم تو پرپر
چه زهرا كه در قلزم عصمت خود * همى يازده گوهر آورده دربر
چه زهرا كه بر جنس زن گشته سرور * چه زهرا كه بُد بانوى روز محشر
چه زهرا كه شد خادمش حور و غلمان * چه زهرا كنيزش بود صد چو هاجر
چه زهرا كه آيينهء حق نمايى * چه زهرا كه مرآت ذات پيمبر
چه زهرا كه بد حب او اصل ايمان * چه زهرا كه شد بغض او قهر داور ،
چه زهرا كه شد مهر او خلد و جنّت * چه زهرا كه بد قهر او نار و آذر ،
بود فاطمه حافظ دين و آيين * بود فاطمه ناشر حكم داور
بود فاطمه قرة العين و دختت * بود فاطمه بر تو جانى به پيكر
بود فاطمه شاخ اسلام را گل * بود فاطمه نخل توحيد را بر
بود فاطمه بر على كفو و همدم * بود فاطمه مونس و يار حيدر
اگر خلقت پاك حيدر نبودى * به زهرا نبودى دگر كفو همسر
از اين نعمت حق فَصَلّ لِرَبّك 1635945 خ 0 8 خ * به شكرانهء اين همه خير فَانحَر ( 8 )
دل آسوده مىباش اندر زمانه * كه نسل تو برپاست زين يكه دختر
زمين گردد از نسل پاكت گلستان * زمان گردد از آل طه منوّر
مده‌اى حبيبم ز غم بر دلت ره * كه عاص بن وائل 3635945 خ 0 9 خ بود شوم و ابتر