تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
زحل او را غلامكى به وَثاق * زهره او را كنيزكى به سرا
هفت آبا 7425945 خ 0 8 خ و چار مام 8425945 خ 0 9 خ بطوع * از پى خدمتش عبيد و اما 9425945 خ 0 10 خ
به تولّاى او بنى آدم * هشت بر فرق تاج كرّمنا 0525945 خ 0 11 خ
از دل و جان كنيز فضّهء او * مريم و ساره هاجر و حَوّا
نام او آدم صفى را بود * غرض از اسم علّم الاسماء 1525945 خ 0 12 خ
عصمتش فُلك نوح شد چون گشت * موج قهر از تنور طوفان‌زا
هود را شد مودّتش هادى * كش هدايت به نام شد طغرا
صالح آورد از شفاعت او * ناقه پيدا ز صخرهء صمّا 3525945 خ 0 13 خ
بيت او قبله گشت ز ابراهيم * زآن جهت گشت كعبه را بنّا
پور عمران كليم حق چو سرود * رَبّ ارِنى به سينهء سينا
لَن تَرانى ز حق خطاب آمد * كه نَبيند كسى مرا اصلا
ليك چون خواست كردگار كه او * تشنه لب بر نگردد از دريا
عكسى از مهر چهر دخت رسول * كز خدا مظهرى خداى نما
كرد پيدا به چشم موسى و رفت * موسى از هوش و كوه گشت هبا 5525945 خ 0 14 خ
نى خطا عكس آنكه عصمت محض * كى درآيد به ديدهء بينا
سخن از عصمتش نيارم گفت * سرّ پنهان كجا شود پيدا ؟
آن معمّاست اين سخن كه همى * حل نگردد به فكرت دانا
مهر او باعث نجات آمد * انبيا را ز گونه گونه بلا
گشت زهرا ز هر كه راضى ازو * هم رسول است و هم خداى ، رضا
ور به دو ناكسى جفا ورزيد * بر رسول خداى كرد جفا
اى وجودت بديعهء ايجاد * وى حياتت شفيعهء فردا
اى كه در حكم باب تست قَدَر * وى كه در امر زوج تست قضا
صدف يازده لآلى پاك * سوّمين تن ز پنج آل عبا
آه اگر ذيل مهرت از كف من * بخت بد دركشد به روز جزا
واى بر حالم ار مرا گردد * ريشهء مِعجَرت 7525945 خ 0 15 خ ز دست رها
سرخ رويى پس از ولاى توام * نامه‌اى دارم ار سيه ز خطا