نورى كه زيب بخش مكان است و لا مكان * از باختر فروغ رخش تا به خاور است
حوراى انسى است و ز مشكين شميم او * گيسوى حور و روضهء رضوان معطّر است
پيراهن عروسى خود را به مستمند * بخشد شب زفاف كه مهمان شوهر است
شهبانوى حجاز ، ولى كار خانه را * با فضّهء كنيز ، شريك و برابر است
از رنج كار ، آبله مىزند به دست او * دستى كه بوسهگاه لبان پيمبر است
در منتهاى اوج فضاحت خطابهاش * آهنگ چون پيمبر و منطق چو حيدر است
با آن جلال و رتبت و الا شنيدهام * پهلوى او شكسته به يك ضربت در است
آن هم درى كه روح الامين 5745945 خ 0 5 خ اذن مىگرفت * و اللّهِ جاى گفتهء اللّه اكبر است
گويند تهمتى است كه ما شيعه مىزنيم * پس آتش خيام حسين از چه اخگر است ؟
اين افتخار بس كه « رياضى » به درگهش * عبد و غلام و بنده و مولا و چاكر است
پانوشتها
شرح
8645945 خ 0 ( 1 ) خ . عقد : سلك ، مرواريد ، گلوبند ( غياث )
8645945 خ 0 ( 2 ) خ . رك : 8 / 25
8645945 خ 0 ( 3 ) خ . رك : 2 / 22
8645945 خ 0 ( 4 ) خ . رك : 5 / 7
9645945 خ 0 ( 5 ) خ . روح الامين : جبرئيل