تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
هر ديده كه ظلمت آب او ريخت * زان خاك شياف شاخى انگيخت
جنّت رقمى ز رقبت اوست * تبّت اثرى ز تُربت اوست
در خاك هزار تبّتش دان * بر خاك هزار رتبتش خوان
چندان كه تراب بو تراب است * آبستن نافه‌هاى نابست
زين روى براى مشك زادن * شد آهوى تبّتى سترون
ديريست كه پيش چشم احرار * تبّت غزلست و كوفه بر كار
عطّارانى كه در جهانند * مشك سَره خاك كوفه دانند
زان نافه كه آهو آورد بر * خاك اسد اللّه است بهتر
آن خون كثيف تيره‌ناكست * وين خاك لطيف نور پاك است
رضوانش سلاح‌دار در بر * غلمانش جنبيه‌دار بر در
افلاك فرود رفعت اوست * و ايّام غلام شيعت اوست
چون كافهء كوفيان بديدى * در روضهء مرتضى رسيدى
آيى به هزار حالت و وجد * با نجدهء شوق بر ره نَجد
دانم كه نباشى اعجمى زاد * نجديات عرب كنى ياد
گويى به سماع با صبا نجد * خوانى به نياز حَبّذا نجد
بى زحمت گنبد مقرنس * آيى سوى وادى مقدّس « 2 »
هامش
( 2 ) . مثنوى تحفة العراقين ، صص 113 - 115 .