تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
خاقانى آمده است ، بايد پذيرفت كه او قطعا شيعه مذهب نبوده است امّا با اين حال علاقهء او به علويان مطلبى غير قابل انكار است . در جايى مىگويد :
علوى دوست باش خاقانى * كز عشيرت على است فاضل‌تر
هر كه بد بينى از نژاد على * نيك‌تر ز خلق و عادل‌تر
بدشان نيك‌تر ز مردم دان * نيكشان از فرشته كامل‌تر
او همچنين در تحفة العراقين ، در ستايش مشهد مقدس حضرت امير المؤمنان ( ع ) اشعارى دارد كه گوياى حبّ استوار على ( ع ) در دل اوست كه آن را در اين جا مىآوريم . همچنين با صراحت بسيار ، يكى از انگيزه‌هاى اشتياق خود براى سفر به خراسان را زيارت مشهد امام رضا ( ع ) مىداند :
روضهء پاك رضا ديدن اگر طغيان است * شايد ار بر ره طغيان شدنم نگذارند
( ديوان : 154 ) گفتنى است كه امام دوازدهم شيعيان متجاوز از سى و سه بار در ديوان خاقانى مورد اشاره قرار گرفته است . اين‌ها نمونه‌هايى از پاك اعتقادى خاقانى به امامان بزرگوار شيعه است . « 1 »

در ستايش مشهد مقدّس حضرت امير المؤمنين على ( ع )

سرها بينى كلاه در پاى * در مشهد مرتضى جبين ساى
جان‌ها چو سپاه نحل پر جوش * بر خاك امير نحل مدهوش
در خدمت شير مرد عالم * چون شاخ گوزن قد كنى خم
از حوض جنان به هفت دولاب * آن خاك طهور از نى آب
وز نافهء صبح مشك اذفر * سايى به صلايهء فلك بَر
رضوان به دو عيد اضحى و فطر * از خاك مقدّسش برد عطر
ارواح كه عيسوى شعارند * زان خاك گياى عطر آرند
خاكش چو به فيض حق شود تَر * مُهرى نهد آسمان بر او بر
مُهرش چو بر او قرار گيرد * رضوان اللّه نگار گيرد
هامش
( 1 ) . ارمغان صبح ، برگزيدهء قصايد خاقانى شروانى . صص 8 - 19 ؛ سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران ، ص 325 و نيز رك : قصيدهء فنّى و تصوير آفرينى خاقانى شروانى . صص 30 - 34 .