تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
دلت گر به راه خطا مايل است * ترا دشمن اندر جهان خود دل است
نباشد به جز بى پدر دشمنش * كه يزدان به آتش بسوزد تنش
هر آن كس كه در جانش بغض على ( ع ) است * از او زارتر در جهان زار كيست
نگر تا ندارى به بازى جهان * نه بر گردى از نيك پى همرهان
همه نيكيت بايد آغاز كرد * چو با نيكنامان بوى همنورد
از اين در سخن چند راندم همى * همانا كرانش ندانم همى
ازو بر روان محمد ( ص ) درود * به يارانش بر هر يكى برفزود
سر انجمن بد ز ياران على * كه خوانند او را على ولى
همه پاك بودند و پرهيزكار * سخن‌هايشان برگذشت از شمار
اگر در دلت هيچ حب على است * ترا روز محشر به خواهش ولى است « 3 »
هامش
( 3 ) . همان ، صص 113 - 115 .