[ 5 ] خواجه عصمة الله معروف به عصمت بخارى : شاعر ايرانى در عهد تيمورى است . وى در نظم اشعار پيرو امير خسرو دهلوى بود و مضامين و معانى او را عينا در اشعار خود نقل مىكرد .
تاريخ وفاتش را 829 هجرى نوشتهاند .
در منقبت حضرت رضا عليه السلام « 1 »
اى روضهاى كه دهر ز بويت معطّر است * آبت ز كوثر و گِلت از مشك و عنبرست
در طينت تو چشمهء خورشيد مضمرست * بوى تو چون نسيم جنان روح پرورست
خاكى و نه فلك به وجودت منوّرست * تا در تو نور ديدهء زهرا و حيدرست
خورشيد كو يگانه رو هفت كشورست * بهر شرف ز خاك نشينان اين درست
* * *
اى كشورِ فلك شرفِ كعبه احترام * دار السلام 8940945 خ 0 1 خ گفته جناب ترا سلام
بر آستان روضهء تو مهر و مه غلام * در گنبد مرصّع تو هر صباح و شام
از قرص آفتاب وز جرم مَه تمام * تصوير مىكند به سر تربتت امام
صندوق زر پخته و قنديل سيم خام * قبر تو خاك نيست كه روح مصوّرست
* * *
آن بقعهاى كه كعبهء صدق و صفا دروست * وان روضهاى كه مسكن آل عبا دروست
و آن خِطّهاى كه مخزن گنج بقا دروست * و آن مرقدى كه مشهد شمع رضا دروست
از نكهتى كه رايحهء مصطفا دروست * وز طينتى كه نكهت شير خدا دروست
وز تربتى كه خاصيّت كيميا دروست * هر صبح و شام كار مه و مهر چون زرست
هامش
( 1 ) ديوان عصمت بخارائى ، نسخهء خطّى كتابخانهء آستان قدس ، شمارهء 4719 .