شعر پر استعاره دارى تو * آسمانى ستاره ، دارى تو
جاىْ جاى تو مرقد شهداست * گل سرخ بهاره دارى تو
تير خورده كبوترى زخمى * حنجر پاره پاره دارى تو
شرحهْ شرحه شهيد عاشورا * بحر خون بىكناره دارى تو
تنِ با سنگريزهها يكسان * زير سُمّ سواره دارى تو
با ستم ، سنگ و تير باراندند * بارهها بر جنازهها راندند
عاشقى ، سخت امتحان مىداد * عاشقانه به عشق جان مىداد
زخمهايش اگرچه كثرت داشت * نفسش ، عطر باغ وحدت داشت
هر نفس ، خون زخمها جارى * تربت قتلگاه ، گلنارى
بر و دوشش ز نيزهها خسته * آينه ، ريزْ ريز بشكسته
قتلگه ، تربتى الهى داشت * آينه ، صورتى الهى داشت
* * *
آن همايى كه بر فلك پر زد * پر زخمى به عرش داور زد
آسمان را به زير پا بگذاشت * بيرق عاشقى به عرش افراشت
زخمهايش ، هنوز تازهترند * دردها ، شعلهاى گدازهترند « 1 »
101 . وليئى ، قربان
در سال 1346 در صحنهء كرمانشاه به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات دورهء متوسطه وارد دانشگاه شد و به اخذ مدرك فوق ليسانس در رشتهء زبان و ادبيات فارسى نايل آمد . آثارى كه تا كنون از او منتشر شده عبارتند از :
گزيدهء غزلهاى مولوى ( نشر همراه ، سال 76 ) ، گزيدهء غزلهاى سعدى ( نشر همراه ، سال 80 ) ، گزيدهء اشعار پروين اعتصامى ( نشر همراه سال 77 ) ، گزيدهء شعر نو ( نشر همراه سال 78 ) ، مجموعه غزل شماره ( 83 ) از سرى گزيده ادبيات معاصر ( نشر نيستان ، سال 79 ) .
هامش
( 1 ) . آفتابترين انتخاب ، هادى وحيدى ، ص 56 تا 59 .