نيست بر ذو الجناح تو لايق * ماه نو ، غير نعل وارون نيست
چون بود خاك راه تو اكسير * ديدهء ما به سوى قارون نيست
تا ز خوان تو استخوان نخورد * پر و بال هما ، همايون نيست
لب و دندان هر كه مدح تو خواند * كم ز ياقوت و دُرّ مكنون نيست
مهرهء گِل بود دلِ بىمهر * كز عزاى تو لُجّهء خون نيست
نور عرفان ز ديدگانى دور * كه سرشكش روان چو جيحون نيست
تا قيامت به خواب غفلت باد * هر دلى كز غم تو محزون نيست
مرد وارسته در جهان ، چو حسين * زن چو زينب به رُبْع مسكون « 1 » نيست « 2 »
100 . وحيدى ، هادى
شاعرى است بااستعداد و پرتلاش ، با زبانى ساده و صميمى كه در سال 1350 در شهر زنجان به دنيا آمده و داراى مدرك كارشناسى در رشتهء زبان و ادبيات فارسى است . « 3 »
بايد تجربههاى او را در عرصهء شعر آيينى پاس داشت و نگاه تازه و ماورائى او را به گسترهء آفاق هميشه آبى مقولههاى دينى ، سرآغاز يك حركت پويا و اثرگذار دانست .
« آفتابترين انتخاب » عنوان مجموعهء شعرى اوست كه به همت نشر فائزون در سال 1379 انتشار يافته است .
صلابت دريا ( براى بانوى آسمانىِ حضرت امام حسين ( ع ) )
اى رباب ! اى خلاصهء پاكى * وى سرشتت سرشت افلاكى
اى شكوه صلابت دريا * وى زلال نجابت دريا
بحر مواج ، آسمانىِ پاك * بهرهها بردهاى تو از « لولاك »
اى تو شب را سپيدهاى در راه * وارث آفتاب ، وارث ماه
هامش
( 1 ) . كنايه از گسترهء قابل سكونت از اين كرهء خاكى است كه 4 / 3 آن را آب فراگرفته و فقط 4 / 1 آنكه خاكى و درخور سكونت است .
( 2 ) . خورشيدسرايان ، ص 62 .
( 3 ) . غزلهاى شاعران امروز ، مجيد شفق ، ص 947 .