شهر فريب و وسوسه تا ديرگاه شب * ميدان پايكوبى هر بادهخواره بود
يك لحظه از ترنّم شادى تهى نماند * گويى كه در تدارك عيشى هماره بود !
تعداد زخم گرچه ز هفتاد مىگذشت * امّا شمار زخم زبان بىشماره بود !
وقتى رسيد قافلهء كربلا به شام * آغاز برگزارى يك جشنواره بود !
77 . محبّت ، محمد جواد
در سال 1322 در كرمانشاه به دنيا آمد و پس از طى مراحل تحصيل به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد . محبّت ، از پيشكسوتان شعر آيينى در زمانهء ماست و ارادت قلبى او به حضرات معصومين ( ع ) رنگ و بوى ديگرى به آثار مذهبىاش بخشيده است .
زبان ساده ، بيان صميمى ، نگاه تازه و فضاى عاطفى و تصويرى از مشخّصههاى بارز شعرى اوست و رويكرد جدّى وى به مفاهيم بلند و گرانسنگ فرهنگ آل الله ، شعر او را غنايى درخور بخشيده است .
آثارش از ديرباز در مطبوعات كشور به چاپ رسيده و شعرهاى « دو كاج » و « نماز » او به كتابهاى درسى آموزش و پرورش راه يافته است . ازوست :
رباعىهاى عاشورايى
آن سو ، همه برق نيزه و جوشن بود * اين سو دلى از فروغ حق روشن ، بود
بود آنچه شهامت و شهادت مىخواست * چيزى كه نبود بيمى از دشمن بود
* * *
هر آينهاى شكست ، جانى پر زد * تقدير ، رقم به صفحهء ديگر زد
يك عشق ميان راه سرگردان بود * بر خانهء « حُر » فرود آمد ، در زد
* * *
دل با غم و اشك و آرزو همراهست * از حرمت روز اربعين آگاهست
گريانْ گريان به تربت پاك حسين * همسايهء جابر بن عبد اللّهست
* * *