استخدام وزارت دادگسترى درآمد و در سال 1360 به ادارهء كل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان خراسان منتقل شد . « 1 »
وى از اوان جوانى به مطالعهء ادبيات و سرودن شعر سرگرم بوده ولى مشغلهء عمدهء هنرى او پرداختن به شعر آيينى و به تصوير كشيدن مقولههاى مطرح در فرهنگ ارزشى آل اللّه مىباشد .
شفق در آفرينش غزل مرثيه دستى به تمام دارد و در انواع قالبهاى شعر نيز داراى تجربههاى موفّقى است . اشعار فاخر آيينى او به خاطر حضور فعّال عنصر « خيال » در فضاى تصويرى شناور است و از لحاظ عاطفى نيز در حدّ قابل قبول قرار دارد و به خاطر رويكرد جدّى به مفاهيم ارزشى در شمار آثار خوب آيينى معاصر است . وجه غالب سرودههاى او مايههاى مذهبى است اگرچه در ساير موضوعات نيز طبعآزمايىهايى دارد . شعر او به خاطر ساختار محكم لفظى ، غناى محتوايى و فضاى عاطفى در ميان اشعار آيينى شعراى خراسان مىدرخشد و در ميانهء آثار آيينى معاصر نيز جايگاه مطلوبى دارد . ازوست :
گلبن توحيد
عشق سر در قدم ماست اگر بگذارند * عاشقان را سرِ سود است ، اگر بگذارند
ما و اين كشتى توفان زده در پنجهء موج * ساحل ما دل درياست ، اگر بگذارند
دشت از هُرم عطش سوخته و چتر ملال * سايبان گل زهراست ، اگر بگذارند
آب بر آتش لبهاى عطشناك زدن * آرزوى من و سقّاست اگر بگذارند
دوش در گلشن ما بلبل شيدا مىگفت : * باغ گل وقف تماشاست ، اگر بگذارند
گل اين باغ به تاراج خزان رفت و كنون * وقت دلجويى گلهاست ، اگر بگذارند
طفل شش ماههء من زينت آغوش من است * جاى اين غنچه همين جاست ، اگر بگذارند
اين به خون خفته كه عالم ز غمش مجنون است * تشنهء بوسهء ليلاست ، اگر بگذارند
گرچه سرمست فتادهست به ميخانهء عشق * دست در گردن ميناست اگر بگذارند
اين گل سرخ كه از گلبن توحيد شكفت * آبروى چمن ماست ، اگر بگذارند
در عقيق لب من موج زند خاصيتى * كه شفابخش مسيحاست ، اگر بگذارند
هامش
( 1 ) . صد سال شعر خراسان ، ص 34 ؛ سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 3 ، ص 1959 .