مرا ببخش !
بخوان حماسهء مردان سخت باور را * بگو حكايت آيينههاى حيدر را
در آن ميانه كه پاى حسين در كارست * نگه چگونه توان داشت عاشقانْ ! سر را ؟
« حضور مجلس انسست و دوستان جمعند » * بريز بادهء گلگون تمام ساغر را
چه حكمتست كه خون حماسه مىجوشد * ميان كرب و بلا لالههاى پرپر را
مرا ببخش اگر زندهام ، ولى بىتو * ستادهام كه نشانم نفير كافر را « 1 »
* * *
. . . كربلا ، مأواى شيران خداست * رقص شمشير شهيدان بلاست
كربلا ، سير و سلوك بىسرست * عرصهء جولان تيغ حيدرست
سكّهء عرفان به نام كربلاست * معنى انسان ، امام كربلاست . . .
* * *
حيف امّا مىبرند از يادمان * زرپرستان ، هيبت فريادمان
بيم دارم ساربان ديگرى * باز هم دزدى كند انگشترى
باز هم دزدان دين خاتم برند * آبروى حضرت آدم برند
هوش داريد اى رفيقان طريق ! * خيمه خواهد سوخت از هُرم حريق
ماندن و مرداب را تن دادهايد ؟ * آب را در دست دشمن دادهايد ؟
خواب يعنى مرگ ، بيدارى چه شد ؟ * كربلا را خفتگان ! يارى چه شد ؟
پير ما درداد آوازى حزين : * عاشقان نينوا ! هَل مِن معين ؟
* * *
تير آمد ، خيمهها آتش گرفت * خيمهء خون خدا آتش گرفت
كودكان از خيمه بيرون آمدند * نخلهاى تشنه ، مجنون آمدند . . .
بشنو از نى ، نى نوازد درد را * كودكانِ خسته از نامرد را . . .
نى ز آدم يادگارى مانده است * با غمِ زينب برادر خوانده است . . .
هامش
( 1 ) . نيزه بريزيد ، امير عاملى ، ص 91 و 92 .