37 . رسول زاده ، جعفر ( آشفته )
جعفر رسول زاده متخلّص به « آشفته » به سال 1331 در شهر كاشان و در خانوادهاى مذهبى و معتقد به دنيا آمد . تحصيلات خود را تا اوّل دبيرستان ادامه داد و سپس به كار آزاد روى آورد .
رسول آزاده از اوان جوانى علاقهء وافرى به شعر داشت و با حضور در محافل ادبى صبا ، پانزده خرداد و محيط در كاشان ، تهران و قم ، استعداد او شكوفا شد و به جرگهء شاعران معاصر پيوست .
وى مردى صميمى ، شاعرى دلسوخته و هنرمندى نقشآفرين است و صبغهء غالب سرودههاى او ، آيينى و داراى رگههاى دلپذير عاطفى است .
رسول زاده در سرودن نوحه و سرودهاى مذهبى دستى به تمام دارد و تاكنون بيش از دهها مجموعه از آثار مناقبى و ماتمى شعراى آل اللّه را گردآورى و به طبع رسانيده است . ازوست :
باور داشت
مىآمد و ، آفتاب را باور داشت * مفهوم حضور آب را ، باور داشت
ايمان به شكوه عشق در جانش بود * آن خواهش مستجاب را باور داشت
مانند سپيده
آيينه شدند و تابناك افتادند * مانند سپيده ، سينه چاك افتادند
در پيش نگاه مهربان خورشيد * هفتاد و دو آسمان به خاك افتادند
شطّ عطشسوز
روزى كه ز درياى لبش دُر مىرفت * نهر كلماتش از عطش پر مىرفت
يك جوى از آن شطّ عطشْسوز زلال * آهسته به آبيارى حُر مىرفت « 1 »
طناب و تيغ بياريد ! ( نذر حضرت مسلم )
طناب و تيغ بياريد ، عيد قربانست * دلم هوايى ديدار روى جانانست
ميان جمعم و از روشنايى نگهت * فضاى خلوت چشمان من چراغانست
شكسته بالى و ، پرواز تا حوالى عشق * بريدن از قفس تنگ تن چه آسانست
هامش
( 1 ) . گريهء اشك ، به انتخاب محمد على مجاهدى ، ص 48 و 49 .