تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥

37 . رسول زاده ، جعفر ( آشفته )

جعفر رسول زاده متخلّص به « آشفته » به سال 1331 در شهر كاشان و در خانواده‌اى مذهبى و معتقد به دنيا آمد . تحصيلات خود را تا اوّل دبيرستان ادامه داد و سپس به كار آزاد روى آورد . رسول آزاده از اوان جوانى علاقهء وافرى به شعر داشت و با حضور در محافل ادبى صبا ، پانزده خرداد و محيط در كاشان ، تهران و قم ، استعداد او شكوفا شد و به جرگهء شاعران معاصر پيوست . وى مردى صميمى ، شاعرى دلسوخته و هنرمندى نقش‌آفرين است و صبغهء غالب سروده‌هاى او ، آيينى و داراى رگه‌هاى دلپذير عاطفى است . رسول زاده در سرودن نوحه و سرودهاى مذهبى دستى به تمام دارد و تاكنون بيش از ده‌ها مجموعه از آثار مناقبى و ماتمى شعراى آل اللّه را گردآورى و به طبع رسانيده است . ازوست :

باور داشت

مىآمد و ، آفتاب را باور داشت * مفهوم حضور آب را ، باور داشت ايمان به شكوه عشق در جانش بود * آن خواهش مستجاب را باور داشت

مانند سپيده

آيينه شدند و تابناك افتادند * مانند سپيده ، سينه چاك افتادند در پيش نگاه مهربان خورشيد * هفتاد و دو آسمان به خاك افتادند

شطّ عطش‌سوز

روزى كه ز درياى لبش دُر مىرفت * نهر كلماتش از عطش پر مىرفت يك جوى از آن شطّ عطش‌ْسوز زلال * آهسته به آبيارى حُر مىرفت « 1 »

طناب و تيغ بياريد ! ( نذر حضرت مسلم )

طناب و تيغ بياريد ، عيد قربان‌ست * دلم هوايى ديدار روى جانان‌ست ميان جمعم و از روشنايى نگهت * فضاى خلوت چشمان من چراغان‌ست شكسته بالى و ، پرواز تا حوالى عشق * بريدن از قفس تنگ تن چه آسان‌ست
هامش
( 1 ) . گريهء اشك ، به انتخاب محمد على مجاهدى ، ص 48 و 49 .