« در پگاه ترنّم » و « گدازههاى دل » عناوين دو مجموعهء شعرى اين شاعر دردآشناست .
ازوست :
در غم آل عبا ( ع )
چندان كه ديده در غم آل عبا گريست * يا خون دل به دامن ما كرد يا گريست
دل ، مبتلاى آتش غم گشت تا كه سوخت * شد ديده بىفروغ ، ز اندوه تا گريست
گه سينه در رثاى نبى ناله كرد زار * گه ديده در عزاى حسن ، گه رضا گريست
از داغ سينهسوز حبيبان كردگار * خيل ملك به بارگه كبريا گريست
حوّا كنار مريم و هاجر ، به سينه كوفت * آسيّه با خديجه و خير النّسا گريست
تنها نه جنّ و انس ، پريشان گريستند * روح الامين به عرش ازين ماجرا گريست
بيگانه زين مصيبت عظمىست بيقرار * آنجا كه با تمام وجود آشنا گريست
آرى خزان گلشن آل رسول شد * چون ابر نوبهار اگر چشمها گريست « 1 »
ظهر عاشورا
ظهر عاشورا حسين بن على ياور نداشت * ياورى ديگر از آن ياران نامآور نداشت
بهر جانبازى ، نشان از قاسم و جعفر نبود * خسرو دين ، عون و عباس و على اكبر نداشت
بانگِ هَلْ مِن ناصرش را هيچكس پاسخ نگفت * ناصر دين پيمبر ، ناصرى ديگر نداشت
با دلى سرشار غم قنداقهء اصغر گرفت * سبط احمد ، ياورى غير على اصغر نداشت
تا فدا سازد به راه دوست در ميدان عشق * هديهاى از كودك شش ماهه قابلتر نداشت
جان فداى پادشاه خطّهء مردانگى * جانب ميدان روان مىشد ولى لشكر نداشت
كوفيان بردند هنگام شهادت از تنش * گرچه غير از كهنه پيراهن كفن در بر نداشت
از قفا تا بوسهگاه پاك احمد را دريد * شرم گويى خنجر از پيغمبر و حنجر نداشت
خون ، دل زهراى اطهر زين مصيبت شد كه ديد * دست فرزندش به تن انگشت و انگشتر نداشت
( خوش عمل ) ! چشم شفاعت روز محشر از حسين * گو ندارد آنكه گامى در ره او بر نداشت « 2 »
هامش
( 1 ) . گدازههاى دل ، عباس خوش عمل ، ص 40 .
( 2 ) . همان ، ص 49 و 50 .