تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
از ستايش آل الله غافل نماند . او در حال حاضر از چهره‌هاى نام‌آشناى شعر آيينى معاصر است و سالها است كه در واحد ادبيات حوزهء هنرى سازمان تبليغات اسلامى - شعبهء تهران - منشأ خدمات شايان فرهنگى است . از آثار قلمى اوست : « بهت‌نگاه » ، « چشم بيمار » ، « بر تربت خورشيد » ، « غم دلدار » ، « زمزمهء مستى » ، « وعدهء ديدار » و « ماه در فرات » .

از عطش لبريز

تو را با گل برابر آفريدند * ز بويت نافهء تر آفريدند براى خاطر نازكْ خيالت * نسيم روح‌پرور آفريدند جهان شد روشن از برق نگاهت * تو را مهر منوّر آفريدند براى كشور حُسن و ملاحت * اميرى ماهْ منظر آفريدند شجاعت تا به عالم اوج‌گيرد * تو را آيين و مظهر آفريدند سپاه عاشقان كربلا را * سپهسالار لشكر آفريدند براى روز عاشوراى خونبار * علمدارِ دلاور آفريدند تويى سرچشمهء ايمان و ايثار * تو را از روح ، پيكر آفريدند بنازم بازوى مردانه‌ات را * كه چون بازوى حيدر آفريدند به جاى دستهاى باوفايت * به رنگ ارغوان ، پر آفريدند تو را كام از عطش لبريز كردند * برايت حوض كوثر آفريدند تو را باب الحوائج نام كردند * به عالم سَرور و سر آفريدند فرات ، افسوس مىنوشد شب و روز * روانش را مكدّر آفريدند تو را اى شافع بشكسته بالان * براى روز محشر آفريدند « 1 »

ماه نو

چو آتش ستم خصم دون زبانه گرفت * تو را نشان بلا ديد و در ميانه گرفت شرار كين چو فتاد از جفا به خرمن دين * شرر به سينهء اهل وفا زبانه گرفت شميم پاك پيامت به هر كرانه رسيد * چمن نسيم كلام تو را ، ترانه گرفت
هامش
( 1 ) . ماه در فرات ، به كوشش عباس براتىپور ، ص 136 تا 138 .