تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢

نذر حضرت زينب ( س )

تو شيونِ ناى نينوايى ، زينب ! * با صحبت سَرخم آشنايى زينب ! بعد از من و اين حماسهء خونين رنگ * گلبانگ بلند كربلايى زينب !
* * *
زينب ، خبر خون خدا را مىبرد * يك آينه از دشت بلا را مىبرد در سينه ، غم برادر و در دستش * خاكستر سرخ خيمه‌ها را مىبرد
* * *
شدم ابرى و پيش شب نشستم * و تشنه در كوير تب نشستم دلم شد كربلاى اشك و آتش * كنار غربت زينب نشستم

ماه سبز

آبرو دادى زمين را ، دستِ آب‌آورترين ! * آسمان را شستى از شب ، ماه جارى در زمين ! پركشيد آن دست و ، لبريز از گل خورشيد شد * تا بچيند سايه‌ها را ، سايه‌هاى در كمين قصّهء دنباله‌دار مشك تو اى ماه سبز ! * ريشهْ ريشه مىشود جارى به نامت در زمين آن تبسّم‌هاى مسمومى كه در تو زخم كاشت * نيزه نيزه مىشود خونْ گريه در فصل يقين باورم كن ! دستهاى تشنه‌ام پر مىكشند * سوى دستان شما از اين قفس ، از آستين

16 . براتىپور ، عباسعلى

براتىپور در سال 1322 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به پايان برد و به اخذ ديپلم رياضى نايل شد . وى در سال 1341 به استخدام نيروى هوايى درآمد و پس از طىّ دوره‌هاى تخصصى در داخل و خارج از كشور در سالهاى اخير با درجهء سرهنگى به افتخار بازنشستگى نايل آمد . « 1 » وى از اواخر تحصيلات دوره متوسطه به شعر و شاعرى روى آورد و به مطالعهء دواوين شعرا پرداخت و به خاطر ارادت ديرپايى كه به ذوات مقدس حضرات معصومين ( ع ) داشت
هامش
( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 1 ، ص 520 .