نذر حضرت زينب ( س )
تو شيونِ ناى نينوايى ، زينب ! * با صحبت سَرخم آشنايى زينب !
بعد از من و اين حماسهء خونين رنگ * گلبانگ بلند كربلايى زينب !
* * *
زينب ، خبر خون خدا را مىبرد * يك آينه از دشت بلا را مىبرد
در سينه ، غم برادر و در دستش * خاكستر سرخ خيمهها را مىبرد
* * *
شدم ابرى و پيش شب نشستم * و تشنه در كوير تب نشستم
دلم شد كربلاى اشك و آتش * كنار غربت زينب نشستم
ماه سبز
آبرو دادى زمين را ، دستِ آبآورترين ! * آسمان را شستى از شب ، ماه جارى در زمين !
پركشيد آن دست و ، لبريز از گل خورشيد شد * تا بچيند سايهها را ، سايههاى در كمين
قصّهء دنبالهدار مشك تو اى ماه سبز ! * ريشهْ ريشه مىشود جارى به نامت در زمين
آن تبسّمهاى مسمومى كه در تو زخم كاشت * نيزه نيزه مىشود خونْ گريه در فصل يقين
باورم كن ! دستهاى تشنهام پر مىكشند * سوى دستان شما از اين قفس ، از آستين
16 . براتىپور ، عباسعلى
براتىپور در سال 1322 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به پايان برد و به اخذ ديپلم رياضى نايل شد . وى در سال 1341 به استخدام نيروى هوايى درآمد و پس از طىّ دورههاى تخصصى در داخل و خارج از كشور در سالهاى اخير با درجهء سرهنگى به افتخار بازنشستگى نايل آمد . « 1 »
وى از اواخر تحصيلات دوره متوسطه به شعر و شاعرى روى آورد و به مطالعهء دواوين شعرا پرداخت و به خاطر ارادت ديرپايى كه به ذوات مقدس حضرات معصومين ( ع ) داشت
هامش
( 1 ) . سخنوران نامى معاصر ايران ، ج 1 ، ص 520 .