به پاداش بايدشْ احسان كنيم * به انعامِ آن كرده ، جبران كنيم
گشودند خلخالها را ز پا * زر و زيور از دست كردند وا
به « نعمان » بفرمود دخت بتول * تو ناچيز هديه ز ما كن قبول
بِدو گفت « نعمان » به راه خدا * نموديم خدمت براى شما
چو هستيد آل نبى در جهان * نخواهيم مزد از شما بىگمان
به يثرب چو آن كاروان ره بريد * در افتاد نفرين به جان يزيد
ز هر خانه برخاست بانگ عزا * نشستند در سوگ آل عبا
به هر شهر آمد عيان شور و شين * كه گيرند خود انتقام حسين
چراغ حسينى پر از نور شد * همه ديدهء دشمنان كور شد
به ايران به پا شد عزاخانهها * حسينيّهها گشت هر جا به پا
گزارش نوشتند سوى يزيد * كه غوغا بود در مدينه پديد
نشستند مردم به سوگ امام * زبانه كشد شعلهء انتقام
دگر نيز در كوفه ، آن مردمان * نشستند گريان و برسرزنان
به خواهش نمودند زينب روان * سوى مصر ، نالان و آزرده جان
خليفه ز يك زن شد انديشناك * فرستاد بر مصر آن جان پاك
خفيفست پيوسته بيدادگر * به خوارى شود بر جهانِ دگر « 1 »
6 . آهى ، حسين
آهى از سخنوران فاضل ، دردآشنا و تواناى روزگار ماست . مردى است فروتن و خاكسار و داراى مشرب عرفانى . وى در سال 1332 در تهران به دنيا آمد و پس از تحصيل در مقاطع ابتدايى و متوسطه و آموزش عالى ، به آموختن زبانهاى عربى ، انگليسى و آلمانى پرداخت .
وى در ادبيات فارسى مطالعات عميقى دارد و اشراف اعجابانگيز او در بحور عروضى زبانزد اهل ادب است .
هامش
( 1 ) . منظومهء شهيدان كربلا ، سيد رضا آل ياسين ( همايون كاشانى ) ، تهران ، حوزهء هنرى ، چاپ اوّل ، سال 1375 ، ص 298 و 299 .