ديگر برادر و پسرى داشتى ؟ بلى * عباس و عون و اكبر و عثمان باوفا
همراه او بُدند به دشت بلا ؟ نعم * بر جانِشان بگو كه كسى رحم كرد ؟ لا
پس چون شدند ؟ راست بگو خاك بر سرم : * گشتند جمله كشته به شمشير اشقيا
چون كشته شد ؟ چه وقت ؟ كه او كشت ؟ وقت ظهر * ببريد شمر رأس همايونش از قفا
ديگر پسر نداشت ؟ چرا داشتى ، دو تن * اصغر كه خورد آب ز سر چشمه فنا
ديگر كه بود ؟ سيد سجاد ، آنكه بود * غمديده و عليل و به هر رنج مبتلا
بر جاى تعزيت غُلِ جامع به گردنش * بنهاد شمر آن سگ برگشته از خدا
كس سر سلامتيش به سوگ پدر بگفت ؟ * آرى كه گفت ؟ خولىِ بيدين بيحيا
ديگر كه ؟ ابن سعد كه بُد بر سپه امير * بعد از عمر كه ؟ شمر ستمكار پرجفا
گفتند سر سلامتى ؟ آرى ، چسان ؟ بگو : * آتش زدند خيمه سلطان نينوا
در كربلا بماند ؟ نه و اللّه ابن سعد * بر سوى شام برد اسيرانه از جفا
ديگر كسى اسير نشد غير او ؟ چرا * هشتاد و چار زن همه با نوحه و بُكا
ديگر كه بود همرهش ؟ اطفال خردسال * ديگر كه بود ؟ زينب و كلثوم بينوا
بردندشان به كوفه اسيرانه و غريب * نزدِ كه ؟ نزد زاده مرجانه دغا
( شيدا ) تو خون ببار ز چشمان و دم مزن * كآنش فتاد بر همه اركان ما سوا « 1 »
به مناسبت تقارن ماه محرم با نوروز
اين چه شادى است كه با درد و غم آميختهاند * روز نوروز به ماه الم آميختهاند
حاليا اى دل شوريده چه واقع شده است * غم و شادى ز چه اين سان به هم آميختهاند ؟ . . .
باد نوروز بُدى تلخى دى را ترياق * از چه امساله به ترياق سم آميختهاند ؟ . . .
جاى تبريك چنين روز ، چرا خلق همه * شعله آه به هم دم به دم آميختهاند . . .
عوض تهنيت و چشم تو روشن بادا * ديده خلق ز حسرت بدنم آميختهاند
قمرى و سار و چكاوك ز چه امساله چنين * نالههاى الم از زير و بم آميختهاند . . .
به دل لاله چرا داغ گرفته است ز غم ؟ * چشم نرگس ز چه اين سان دژم آميختهاند ؟
هامش
( 1 ) . همان ، ص 216 .