تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
بيت رابط بند اول
باللّه اگر نبود خدا خونبهاى او * عالم نبود درخور نعلين پاى او
مطلع بند دوم
عنقاى قاف را ، هوس آشيانه بود * غوغاى نينوا ، همه در ره بهانه بود
بيت رابط بند دوم
نى نى كه وجه باقى حق را هلاك نيست * صورت به جاست ، آينه گر رفت باك نيست
مطلع بند سوم
اى خرگه عزاى تو اين طارم كبود * لبريز خون ز داغ تو ، پيمانهء وجود
بيت رابط بند سوم
پايان سير بندگى آمد سجود تو * برگير سر ، كه او همه خود شد وجود تو
مطلع بند چهارم
ثار اللهى كه سر انا الحق نشان دهد * دنيا نگر كه در دل خونش مكان دهد
بيت رابط بند چهارم
مقتول عشق ، فارغ ازين تيره گلخن است * كآن شاهباز را به دل شه نشيمن است
مطلع بند پنجم
دانى چه روز دختر زهرا اسير شد ؟ * روزى كه طرح بيعت : در منا امير شد
بيت رابط بند پنجم
تغييرى اى سپهر ! كه بس واژگونه‌اى * شور قيامت از حركاتت ، نمونه‌اى
مطلع بند ششم
اى در غم تو ارض و سما خون گريسته * ماهى در آب و ، وحش به هامون گريسته
بيت رابط بند ششم
گر از ازل تو را سر اين داستان نبود * اندر جهان ، ز آدم و حوا نشان نبود
مطلع بند هفتم
بىشاه دين چه روز جهان خراب را ؟ * اى آسمان ! دريچه ببند آفتاب را