سبك شعرى
سبك شعرى « حكيم » در غزل و قصيده سبك عراقى است و به سبك متقدمين طبعآزمايى مىكرده و با آرايههاى لفظى و معنوى كاملا آشنا بوده است .
دامنهء تأثير آثار عاشورايى
با عنايت به مشاغل دولتى متعدد وى و نيز تنها اثرى كه از او در دست است ، نمىتوان از تأثير قصيدهء عاشورايى او سخنى به ميان آورد جز اين كه حلقهاى از زنجيرهء طولانى شعر عاشورا در زبان فارسى به شمار مىرود .
برگزيدهء آثار عاشورايى
تنها قصيدهء عاشورايى كه از « حكيم » در دست است ، با تشبيهى زيبا آغاز مىشود و به مناقب و مراثى و فلسفهء شهادت سالار شهيدان خاتمه پيدا مىكند . ابيات منتخبى از اين اثر را مرور مىكنيم :
در مصائب حضرت خامس آل عبا ( ع )
نالهء مرغ سحر مىدهد از صبح خبر * اختر صبح همانا ز افق برزد سر
عطر ريزست به گل طرف چمن ژالهء صبح * مشك بيزست هوا از نفس باد سحر
روى گل بشكفد از نالهء بلبل به چمن * ناله را وقت سحر سخت عجيب است اثر . . .
لاله بگشوده دهان از پى حمدِ بارى * خيز تا بشنوى آواز هو الحق ز شجر . . .
وقت صبح است و صبوحى دهد آن يار شفيق * خنك آنان كه كشيدند ازين جام به سر
قطرهاى داد به من ساقى و ، دل مىطلبد * ز آن مىِ خاص دو جامى و سه جام ديگر
جرعهاى ز آن مى صافيم بنوشان ساقى ! * كه كند مست و ز خود بيخبرم تا محشر . . .
عشق ، بارى است كه جز مست نيارد بيرون * اشتر مست ببايد كشد اين بار نه خر
در ره عشق بسى خار كه در پاى خليد * ره نبرديم دريغا به سوى آن دلبر
سهل پنداشتى اين عشق و ، ندانى هيهات * عاشقى كار كسى نيست كه تن خواهد و سر . . .
عشقبازى حقيقى ز حسين بن على * بايد آموخت ، بياموز تو اى مرغ سحر !
پور فرخندهء پيغمبر ما ، ختم رسل * آن جگر گوشهء زهرا و سليل حيدر
پسر فاطمه و سبط رسول ثقلين * آن امام بن امام ، آن وصى پيغمبر . . .
آنكه در مهد به جبريل همى گفت سخن * آن شبيرى كه قرين بود هميشه به شبر