تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
غير از سرشك حسرت و آب دل كباب * آبى كه زد بر آتش مهمان كربلا آل زنا غنوده بر اورنگ زرنگار * و اندر خرابه پرده‌نشينان كربلا اى زادهء زياد ، كجا مىرود زِ ياد * ظلمى كه از تو رفت به سلطان كربلا تا روز حشر لعنت حق بر يزيد باد * « هل من مَزيد » نار بر او مزيد باد ! « 1 »
نمونه‌هايى از اشعار ماتمى او در تذكره‌هاى حديقة الشعراء و مرآة الفصاحه آمده است كه آنها را عينا نقل مىكنيم : « . . . گويند : خود گفته شبى در خواب خدمت سيد الشهداء مشرف شده فرمودند مرثيه بخوان . اين مرثيه را خواندم . و اللّه اعلم :
مظلوم كربلا ! سر و جانم فداى تو * نبود به جان تو به سرم جز هواى تو هر صبح و شام و روز و شب و سال و ماه عمر * چون نىنوا كنم ز غم نينواى تو « 2 »

رباعى

محبوب قلوب عالمين است حسين * زينت ده بزم شور و شين است حسين امروز اگر نجات فردا طلبى * مىدان به يقين همه حسين است حسين « 3 »
* * *
به كربلا ز نجف يا على ! تعال تعال « 4 » * ببين به حال حسين و بر او بنال بنال مه محرمش از تشنگى چو ماه صيام * بر او قتال حلال و حرام آب زلال ! هزار و نهصد و پنجاه زخم بر بدنش * نه سر عمامه نه تن سر ز ظلم اهل ضلال . . . به پيشگاه خسان صف‌زنان نگر ز جفا * سر برهنه و روى گشاده عترت و آل « 5 »
هامش
( 1 ) . تذكره مرآة الفصاحه ، ص 179 . ( 2 ) . حديقة الشعراء ، ج 1 ، ص 523 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . در متن آمده : ز كربلا به نجف . . . . ( 5 ) . در حاشيه نسخه ، مولف با خط ريز و رنگ پريده نوشته : « باقى اين مرثيه را حاجى ملا اسماعيل بلبل دارد ، بايد ان شاء اللّه گرفته شود . » ( ر . ك : حديقة الشعراء ، ج 1 ، ص 523 . )
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 315 | محمد على مجاهدى