8 . عطار نيشابورى ( 540 - 618 )
نامش : محمد ملقب به فريد الدين و مكنى به ابو حامد از عرفاى نامدار و شاعر سدهء ششم هجرى است و در عرفان اسلامى از چهرههاى شاخص و ماندگار مىباشد . در قريهء كدكن از توابع نيشابور به دنيا آمد ، و پس از پدر شغل او را در پيش گرفت و داروفروش شد و به امر طبابت نيز مىپرداخت . در همين ايام به تأليف دو منظومهء مصيبتنامه و الهىنامه همت گماشت ، و سپس به سير و سلوك روى آورد و به مصر ، دمشق ، حجاز ، ماوراء النهر و هند سفر كرد و صحبت بسيارى از عرفاى زمانهء خود را دريافت .
آثار منظوم او را حاوى يكصد هزار بيت دانستهاند و تأليفاتش را تا 114 جلد نوشتهاند اما به عقيدهء شادروان سعيد نفيسى در تعليقات لباب الالباب - آن چه قطعا از عطار نيشابورى است ، عبارت است از :
تذكرة الاولياء ، اسرارنامه ، الهىنامه ، پندنامه ، خسرونامه ، مختارنامه ، مصيبتنامه ، مفتاح الفتوح ، منطق الطير ، نزهة الاحباب ، يا ديوان اشعار . « 1 »
عطار پس از عمرى طولانى و پر فراز و نشيب به سال 618 ه . ق در نيشابور به دست يكى از سپاهيان مغول كشته شد و اينك آرامگاه او در اين شهر ، زيارتگاه اهل معرفت و بصيرت است . ازوست :
كيست حق را و پيمبر را ، ولى ؟ * آن حسن سيرت ، حسين بن على
آفتاب آسمان معرفت * آن محمد صورت و حيدر صفت
نه فلك را ، تا ابد مخدوم بود * ز آن كه او سلطان ده معصوم بود
قرّة العين امام مجتبى * شاهد زهرا ، شهيد كربلا
آن چنان سَر ، خود كه برَّد بىدريغ ؟ * كآفتاب از درد آن ، شد زير ميغ « 2 »
گيسوى او ، تا به خون آلوده شد * خون گردون از شفق پالوده شد
كى كنند اين كافران با اين همه * كو محمد ؟ كو على ؟ كو فاطمه ؟
صد هزاران جان پاك انبيا * صف زده بينم به خاك كربلا
در تَموز « 3 » كربلا ، تشنه جگر * سر بريدنش ، چه باشد زين بَتَر ؟
هامش
( 1 ) . دويست سخنور ، ص 253 و 254 .
( 2 ) . ابر
( 3 ) . تابستان