محمود ميرزا « به زودى از نوكرى استغفار تازه كرده و به بانگ بلند مىگفت كه بنده فرمان خود هستم كه پوستين ايمان بركنم نه مطيع ديگران مىشوم كه آستين پوستين در پوشم » .
بنده از مقاومتهاى او در برابر ذو الفقار خان و بىنيازىهاى او در برابر ارباب دولت صحبت زيادى نمىكنم . . . تنها به اين نكته اشاره مىكنم كه بعد از مطنطنگويىهاى دوران نادرى و زندى و اوايل قاجار - كه به حق عنوان بازگشت ادبى به خود گرفته است - اين قائم مقام بود كه با جلاير نامه شعر را از دهان مردم گرفت و به مردم باز داد و پس از آن يغما در مقياس بيشترى توى مردم رفت و هرچه آنها گفتند و فهميدند او گفت « هم نوحه » با آنها شد و با آنها « جوش زد » و شوخى كرد . . . و خلاصه آيينه تمام نماى احوال اجتماعى خود شد تا آنكه در اكناف مملكت شعرش را از حفظ خواندند و نوشتند و همراه بردند . . . . « 1 »
يغما سرانجام به سال 1276 ه . ق در سن هشتاد سالگى در خوربيابانك بدرود حيات گفت و جسد او در بقعه گلين امامزاده داود به خاك سپرده شد و بعدها به همت انجمن آثار ملى سنگ قبرى برايش ساختند و تعميرات مختصرى نيز در آن بقعه انجام دادند .
آثار منظوم يغماى جندقى عبارتند از :
1 ) منشآت ، شامل مكتوبات فارسى و نامهها . 2 ) غزليات قديمه . 3 ) غزليات جديده .
4 ) قصابيه . 5 ) سرداريه . 6 ) احمدا . 7 ) خلاصة الافتضاح . 8 ) صكوك الدليل . 9 ) مراثى .
10 ) ترجيعات . 11 ) قطعات . 12 ) رباعيات و انابتنامه . « 2 »
سبك شعرى
يغماى جندقى قصايد بلند و استوارى دارد كه از سختگى سبك خراسانى برخوردار است و غزليات دلنشين او داراى شيوه بيانى سبك عراقى است و چنان كه در « زندگينامه » وى گفتيم يغما از ادامه دهندگان نهضت سادهنويسى و سادهسرايى ميرزا ابو القاسم قائم مقام فراهانى است و اشعار آيينى خصوصا مراثى عاشورايى او در قالبهاى مختلف شعرى از بهترى نمونههاى شعر عاشورا در يكصد و پنجاه سال اخير به شمار مىرود .
هامش
( 1 ) . مجموعه آثار يغما جندقى ، به كوشش سيد على آل داود ، چاپ دوم ( انتشارات توس ، تهران 1367 ) ص 19 و 20 ؛ و نيز تذكره سفينه المحمود ، چاپ خيّامپور ، ص 265 .
( 2 ) . همان ، ص 37 .