تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
4 . تركيب پانزده‌بندى او با مطلع :
پيكى خميده قامتم آيد به ديده ماه * چون قاصدى كه با خبر بد رسد ز راه
5 . تركيب نه‌بندى او با مطلع :
در جيب عالمى ز عزا چاك ماتم است * يا رب ! عزاى كيست كه منسوب عالم است ؟
6 . تركيب ده‌بندى او با مطلع :
هزار و يكصد و هشتاد و پنج رفته ز سال * كه كس نديده خوشى در جهان به هيچ احوال
7 . تركيب هفت‌بند او مطلع :
تا مه برج امامت سرنگون از زين نشد * برتر از مه قدر او با اين همه تمكين نشد
8 . تركيب يازده‌بندى او با مطلع :
ز بند بند چرا همچونى نوا نكنم ؟ * فغان به حال غريبان نينوا نكنم ؟
9 . تركيب هفت‌بندى او با مطلع :
نوبهارست جهان ، زار و چمن خوار چراست ؟ * عيد شد ، سينه پراندوه و دل افكار چراست ؟
10 . تركيب هفت‌بندى او با مطلع :
چون سوى كوفه محمل ايشان قضا كشيد * هر دل ز كوفه آرزوى كربلا كشيد
11 . تركيب دوازده‌بندى او در اقتفاى از محتشم كاشانى به مطلع :
تيغى كشيده چرخ مگر زخم ما كم است ؟ * گو جاى زخم نيست كه هنگام مرهم است
12 . تركيب شش‌بندى او به مطلع :
مه عزا شد و آفاق در غبار غم است * سپهر و جامه نيلى هلال و پشتِ خم است
13 . تركيب سه‌بندى او به مطلع :
گيرم حسين سبط رسول خدا نبود * گيرم كه نور ديده خير النساء نبود
14 . تركيب سه‌بندى او به مطلع :
خونى كه شد روان ز تن پرجراحتش * امروز نافه گشته ببوييد تربتش