هندى بر اين گنجينهء ارزشمند افزودهاند . هر چند تعداد اينگونه آثار در قياس با آثارى كه در سبكهاى ديگر سروده شده ، چندان زياد نيست ولى از نظر كيفى بر غناى شعر آيينى در زبان فارسى افزودهاند .
آثار برگزيدهء عاشورايى
متأسفانه در ميان آثار بلند صائب تبريزى كه به چاپ رسيده است فقط به سه قصيدهء رسا و شيواى آيينى برمىخوريم . قصيدهء اول در مناقب امير مؤمنان على ( عليه السلام ) كه از مضامين بديع سرشار است :
اى سواد عنبرين فامت سُويداى زمين * مغز خاك از نَكهت مشكين لبانت نافه چين
موجهاى از ريگ صحرايت : صراط المستقيم * رشتهاى از تار و پود جامهات : حبل المتين
در بيابان طلب يك العطشگوى تو : خضر * در حريم قدس يك پروانهات : روح الامين
عالم اسباب را از طاق دل افكندهاى * نيست نقش بوريا در خانهات مسندنشين . . .
تا ز دامنگيريت كوته نماند هيچ دست * مىكشى چون پرتو خورشيد دامن بر زمين . . .
هيچ تعريفى تو را زين به نمىدانم كه شد * در تو پيدا گوهر پاك امير المؤمنين . . . « 1 »
قصيدهء دوم در منزلت نجف و منقبت امير مؤمنان على عليه السلام كه به مديحت و مرثيت مولى الكونين حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السلام پايان مىيابد :
منت خداى را كه به توفيق كردگار * از ناف كعبه ، چشمهء زمزم شد آشكار
چون كاروان حاج خروشان و كفزنان * آمد به خاكبوس نجف آب خوشگوار . . .
دشتى كه بود چون جگر تشنهء حسين * داغ بهار خلد شد و رشگ لالهزار
صافىدلان كه بود تيمم شعارشان * سجادهها بر آب فكندند موجوار
لب تشنگان خاك نجف تر زبان شدند * از چشمهسار شكر به توفيق كردگار . . .
گرديد گل : گشاده جبين چون كف على * برگ از نيام شاخ برآمد چو ذو الفقار . . .
زين پيش اگرچه اهل نجف ز آب تلخ و شور * بودند در شكنجه غم ، تلخ روزگار
آخر ز فيض ساقى كوثر ، تمام سال * عيد غدير شد به مقيمان اين ديار
هامش
( 1 ) . كليات صائب تبريزى . به اهتمام بيژن ترقى و با مقدمهء اميرى فيروزكوهى ، ( تهران ، كتابفروشى خيام ، بىتا ) ، ص 805 و 806 .