ترديدى نيست كه چهرههاى شاخص شعر آيينى در سدههاى گذشته در شتاب بخشيدن به روند تكاملى آن تا به امروز ، سهيم بودهاند و ابن يمين در زمرهء همين چهرهها است ، و شعر عاشورا كه از زير مجموعههاى شعر آيينى است از طيف تأثيرگذارى اينگونه آثار - كه داراى مفاهيم ارزشىاند - به دور نمانده است .
برگزيده آثار عاشورايى
چون در قسمت پيشين از تنها مثنوى ماتمى ابن يمين ياد كرديم ، براى پرهيز از اطالهء كلام از توضيح دربارهء آن پرهيز مىكنيم و با نقل آن شما را در جريان چند و چون اين حكايت منظوم قرار مىدهيم :
شنيدم ز گفتار كار آگهان * بزرگان گيتى ، كهان و مهان
كه : پيغمبر پاك و الا نسب * محمد ، سر سروران عرب
چنين گفت روزى به اصحاب خود * به خاصان درگاه و احباب خود
كه چون روز محشر درآيد همى * خلايق ، سوى محشر آيد همى
منادى برآيد به هفت آسمان * كه : اى اهل محشر ! كران تا كران
زن و مرد ، چشمان به هم برنهيد * دل از رنج گيتى به هم برنهيد
كه خاتون محشر ، گذر مىكند * ز آب مژه ، خاك تر مىكند
يكى گفت كاى پاك بىكين و خشم ! * زنان از كه پوشند بارى دو چشم ؟ !
جوابش چنين داد داراى دين * كه بر جان پاكش هزار آفرين
كه فردا ، كه چون بگذرد فاطمه * ز غم ، جَيب جان بر درد فاطمه
ندارد كسى طاقت ديدنش * ز بس گريه و سوز و ناليدنش
به يك دوش او بر : يكى پيرهن * به زهراب آلوده ، بهر حسن
ز خون حسينش ، به دوش دگر * فروهشته آغشته دستار سر
بدين سان رود خسته تا پاى عرش * بنالد به درگاه داراى عرش
بگويد كه : خون دو والاگهر * ازين ظالمان هم تو خواهى مگر
ستم ، كس نديدهست ازين بيشتر * بده داد من ، چون تويى دادگر