پرش به محتوای اصلی

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحه 72

پدیدآورندگان:

ص۷۲
فريد اصفهانى

خم سربسته

بتى كه راز جمالش هنوز سربسته‌ست * به غارت دل سودائيان كمر بسته‌ست
عبير مهر به يلداى طرّه پيچيده‌ست * ميان لطف به طول كرشمه بر بسته‌ست
بر آن بهشت مجسّم دلى كه رَه برده‌ست * درِ مشاهده بر منظرِ دگر ، بسته‌ست
زهى تموّج نورى كه بىغبار صدف * در امتداد زمان نطفهء گهر بسته‌ست
بيا كه مردمك چشم عاشقان همه شب * ميان به سلسلهء اشك تا سحر بسته‌ست
به پاى بوس خيالت نگاه منتظران * ز برگ برگ شقايق پل نظر بسته‌ست