تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مشفق كاشانى

منتظران

به انتظار تو دل بر سر نگاه نشست * كه رُخ نهفتى و جان بر سپند آه نشست
به باغ ياد تو تا در شوم به گل چيدن * به شاخسار نظر ، قمرى نگاه نشست
تو چون سپيده نتابيده از دريچهء بخت * به دامن سحر ، آيينهء پگاه نشست
از آستانهء خورشيدى تو در پرواز * هماى نور كه در آشيان ماه نشست
درآ درآ كه مرا درد انتظار تو كشت * بانتظار ، كه اين كشته بىگناه نشست
به آب تيغ مگر سر كشد ز گلبُن داغ * قتيل عشق تو چون غنچه عذر خواه نشست