تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
بهر نجات مَردم سرگشته خضر را * آب حيات و زندگى جاودان دهد
روزى به كوه قاف به عنقا كَرَم كند * وز سفرهء قَدَر به هما استخوان دهد
هر شب هزار دانهء كوكب ز مرحمت * بر طاير سپهر بلند آشيان دهد
حمد و ثناى او نتواند كند بيان * گر بنده را به هر سر مو صد زبان دهد
خواهم ز راه لطف و كرم رخصت ظهور * در اين زمان به مهدى صاحب زمان دهد
تا آن امام غايب و كَنز خفى حق * گردد عيان و چهره به عالم نشان دهد
كوبد به بام هفت سما كوس معدلت * نيروى تازه بر تن پير و جوان دهد
خرّم كند هزار نهال فسرده را * سر سبزى بهار به برگ خزان دهد
روشن كند به نور هدايت چراغ جان * تاب و توان به پيكر هر ناتوان دهد