تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوشه هاى طلائى ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
دكتر قاسم رسا

كوكب رحمت

سحر از دامن نرگس بر آمد نوگلى زيبا * گلى كز بوى دلجويش جهان پير شد برنا
چه صبح آمد ز درياى كرم برخاست امواجى * كه عالم غرق رحمت شد از آن امواج روح افزا
خدا را ز آستين آمد برون دست درخشانى * كه خط نسخ اعجازش كشيده بر كف موسى
سحر در نيمهء شعبان تجلّى كرد خورشيدى * كه از نور جبينش شد منوّر ديدهء زهرا
قدم در عرصهء عالم نهاد آن پاك فرزندى * كه چشم آفرينش شد ز نورش روشن و بينا
چه مولودى كه همتايش نديده ديدهء گردون * چه فرزندى كه مانندش نزاده مادر دنيا