مدينه فرمود ، اهل مدينه را مصيبت امام حسين عليه السّلام « به غايت » « 1 » صعب بود . تمامى پيش آن حضرت آمدند و اتفاق كردند كه يزيد را خلع كنند خون امام حسين عليه السّلام از او طلب دارند . « آن حضرت فرمود من بدين شغل بعد از پدر مشغول نمىگردم . شما برويد و ديگرى را طلب كنيد . » « 2 » ايشان با عبد اللّه بن حنظله كه بزرگ انصار بود بيعت كردند و حضرت امام زين العابدين از ميان ايشان بيرون رفت . و يزيد لعين چون خروج اهل مدينه بشنيد و قبول ناكردن امامت بيعت ايشان را ، از آن حضرت راضى و شاكر شد ؛ مسلم بن عقبه را با لشكرى عظيم به جنگ اهل مدينه فرستاد و در موضعى كه آن را حرّه گويند در بيرون مدينه ، جنگ كردند و بسيارى از اولاد صحابه و تابعين در آن جنگ شهيد شدند و عبد اللّه بن حنظله نيز شهيد شد و مسلم بن عقبه بعد از جنگ و غلبه به خدمت حضرت امام ، شكر يزيد - عليه اللعنه - بازگفت . آن حضرت فرمود : من به عبادت پروردگار مشغولم و با دنيا مرا كارى نيست . مرا به حال خود بازگذاريد و شما دانيد و مهمات دنيا ؛ و اين از علوّ همت است كه بدان اشارت فرموده شده :
كاشف الغمّة دافع الملمّة المنافح عند الامور المهمّة
آن حضرت كشف كنندهء امر پوشيده است كه آن امر بر مردم مهمّ « 3 » باشد .
و اين اشارت است به علم و كشف آن حضرت . چنانچه روايت كردهاند كه علم واقعات در تابعين و حلّ مشكلات بدان حضرت منتهى شد .
و آن حضرت دفع كنندهء بليّات و شدايد است كه ( بر ) مردمان فرود آيد .
و اين اشارت است به عطا و كرم و بخشش وجود آن حضرت كه در شدايد دفع فقر و ضرر از مردمان مىفرمود . چنانچه روايت كردهاند كه در وقتى كه آن حضرت وفات فرمود ، هنگام غسل آن حضرت ، بر اندام مباركش اثر جراحتها و زخمها بود ؛ همچو كسى كه بارهاى سنگين بسيار بر دوش كشيده باشد و در اندام او جراحت پيدا
هامش
( 1 ) . تنها در « غ » آمده .
( 2 ) . داخل گيومه در « غ » نيامده . واقعيت آن است كه نهضت حره ربطى به امام حسين و خونخواهى آن حضرت نداشت و تا آنجا كه اطلاع داريم چنين در خواستى نيز از امام سجاد عليه السّلام نشده است ؛ آنچه مسلم است اين كه حركت مزبور بيش از هر چيز مربوط به عبد اللّه بن زبير بوده است .
( 3 ) . شايد مبهم . در « غ » ، منهم .