فرار كرده و بر بالاى آن تل رفتند . چون آهويان پناه بدان تلّ بردند ، سگان بازايستادند و از عقب ايشان نرفتند هر چند سگان را مىراندند كه به تلّ بالا روند اصلا نمىرفتند ، هارون الرّشيد در آن حال تعجّب كرد و گفت پيرى را از موضع غرى بياورند تا حقيقت آن تلّ از او بازدانيم . مرد پير را حاضر كردند و از حقيقت آن تلّ از او سؤال كردند ؛ او گفت به ما رسيده از پدران ما كه قبر مبارك و مرقد مطهّر حضرت امير المؤمنين على مرتضى عليه السّلام در اين تل است ؛ هارون الرشيد آنجا خيمه زد « 1 » و آن تلّ را بشكافتند و آثار قبر آن حضرت ظاهر شد و هارون الرشيد بر آن قبر قبّه ساخت و عمارات كرد و هر سال آنجا به زيارت مىآمدند و مردم از اطراف متوجّه زيارت مىشدند و هر مقصود كه داشتند از آن مزار متبرّك حاصل مىشد .
و اين روايت موافق است با اكثر روايات علما كه گفتهاند قبر مبارك آن حضرت در قبلهء مسجد كوفه است . زيرا كه نجف در قبلهء مسجد كوفه واقع است و مردم تصوّر مىكردهاند كه در قبلهگاه مسجد ؛ متصل به مسجد قبر آن حضرت واقع باشد و اين لازم نيست ، زيرا كه قبلهء مسجد كوفه گفتهاند « 2 » ( در حالى كه ) مراد طرف قبلى مىتواند بود ، خواه متصل به عمارت باشد و خواه نه .
و هر كه مزار متبرّك نجف را زيارت كرده مىداند كه آثار جلال و انوار جمال از آن قبه مقدّسه مطهّره ظاهر و از غرائب واقعات آن است كه نجف آخر معمورهء عراق است ، و هر كه از نجف روانه شد ، ديگر هيچ عمارت نمىبيند تا به مرقد مطهر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . چنانچه چون چشم از قبهء مقدسهء حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام مقطع شد ، ديگر هيچ عمارت در چشم نمىآيد الّا قبهء مقدسهء حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و سلم و ( على ) علىّ المرتضى و آله الطّيّبين الطّاهرين و سلّم تسليما .
هامش
( 1 ) . نك : فرحة الغرى فى تعيين قبر امير المؤمنين على بن ابى طالب فى النجف ، غياث الدين السيد عبد الكريم بن طاووس ( م 693 ) ، قم ، صص 119 - 120 .
( 2 ) . يك سطر بر اساس « غ » اصلاح شده است .