خانهء نبوّت گردد .
ديگر از القاب آن حضرت همام است و همام عبارت از سيّد بزرگ است كه مردم در مهمّات قصد او كنند تا حاجت مردم بگذارد و آن حضرت قبله و مقصود و سيّد مؤمنان است .
ديگر از القاب آن حضرت ولى است ، و معنى ولايت در « 1 » اينجا تقرّب به حق سبحانه و تعالى است به طاعات . پس آن حضرت سيّد اولياء است . زيرا كه در اولياء ، هيچكس از او بيشتر سعى در طاعات نكرده و تقرّب به حق سبحانه تعالى بيش از او نجسته به اتّفاق . پس سيّد و مقدّم اولياء باشد .
أخ النّبي و وزيره الأمين
آن حضرت برادر پيغمبر است و وزير امين آن حضرت است .
و اين اشارت است بدانچه در حديث وارد شده كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آن حضرت فرمود : اى على تو برادر وصىّ منى ؛ چنانچه گذشت ؛ و در حديث آمده كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميان اصحاب خود برادرى انداخت و هر دو كس را برادر يكديگر ساخت . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد و از چشم مباركش اشك مىرفت و گفت يا رسول اللّه ! ميان اصحاب خود برادرى افكندى و ميان من و هيچكس برادرى نينداختى . آن حضرت فرمود : تو برادر منى در دنيا آخرت . « 2 »
ديگر از القاب آن حضرت وزير حضرت پيغمبرست . چنانچه در حديث وارد شده كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با حضرت امير فرمود : تو از من به منزله هارونى از موسى ؛ ليكن آنكه هيچ پيغمبرى بعد از من نيست . يعنى جميع آن نسبتها كه هارون با موسى داشت تو با من دارى . الّا آنكه تو پيغمبر نيستى و هارون پيغمبر بود ؛ و از جمله نسبتهايى كه هارون با حضرت موسى « صلوات الله عليهما » « 3 » داشت ، يكى
هامش
( 1 ) . در اصل : از .
( 2 ) . دربارهء حديث مؤاخاة و طرق آن نك : ترجمة الامام على بن ابى طالب من تاريخ مدينة دمشق ، ج 1 صص 117 - 123 و مآخذ ذكر شده در پاورقى همان صفحات . و نك : المعيار و الموازنه ، ص 208 .
( 3 ) . از « غ » .