تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
حاضر بوديد ؟ گفت آن به اخبار از ثقات اصحاب موسى به ما رسيده است . رضا ، عليه السلام ، گفت : همچنين اخبار متواتر آمده است كه عيسى اين‌ها بكرد . چرا به موسى ايمان دارى ، و به عيسى كافر شدى ؟ هيچ نتوانست گفت . رضا گفت : همچنين حال محمد ، صلى اللّه عليه و آله ، و آنچه بياورد ، و حال هر نبى كه خداى تعالى به خلق فرستاد ، و از معجزات او يكى آن بود كه يتيم بود ، و كتابى نياموخته بود ، و فقير بود ، و پيش هيچ معلم نرفته بود ، قرآن بياورد [ گ 221 ] كه در و قصص انبيا و اخبار از آنچه گذشته بود ، و از آنچه مانده در او است ؛ دگر ايشان را خبر مىداد از اسرار ايشان ، و از آنچه در خانه‌ها مىكردند ، و معجزات او بيش از آن است كه در اين ساعت بر توان شمرد . رأس الجالوت گفت : خبر عيسى و محمد نزد ما درست نشد ، و روا نباشد اقرار كردن به چيزى كه درست نشده باشد . رضا گفت : گواهان عيسى و محمد دروغ مىگويند ؟ هيچ نگفت . پس رضا ، عليه السلام ، هربد اكبر را بخواند ، گفت : خبر ده مرا از زردشت كه دعوى مىكنى كه او نبى بود به چه حجت مىگويى ؟ گفت : او چيزى به ما بياورد كه بعد از او نياوردند ، و پيش از او نياوردند ، و ما او را نديديم الا آنكه از اسلاف ما به خبر تواتر به ما رسيده است كه او همه چيزى بر ما حلال كرده ، كه غير او نكرده بود ، ما تبع او شديم . رضا ، عليه السلام ، گفت : نه از براى آن تبع وى شديد كه به خبر به شما رسيد ؟ گفت : بلى .