من يكظم الغيظ يأجره اللّه : كسى كه هنگام غضب عنان نفس را بكشد خداوندش جزاى خير دهد .
من يصبر على الرّزيّة يعوّضه اللّه : كسى كه در مصيبت صبر كند خداوند او را عوض دهد .
سيّد القوم خادمهم : هر كس در قبيلهاى بزرگ شد از زحمت زيردستان ناگزير است .
النّاس كاسنان المشط سواء : مردم مانند دندانهاى شانه با هم شبيه و مساوىاند .
اليمين الفاجرة تذر الدّيار من اهلها بلاقع : سوگند دروغ خالى مىگذارد ديار را از سكنه آن مانند بيابان .
اعجل الشّرّ عقوبة البغى : سريعتر شرّى كه دامنگير شود كيفر بغى و طغيان است .
اسرع الخير ثوابا البرّ : سريعتر خيرى كه دستگير شود نيكوئى با مردم است .
النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة : مردم در اختلاف خلقت مانندهء معادن سيم و زر باشند .
الرّزق بالصّدقة : صدقه كردن مال وسيلهء وسعت رزق است .
ادفعوا البلاء بالدّعاء : خداى را بخوانيد تا دفع بلا كنيد .
الصّحة و الفراغ نعمتان مكفورتان : صحت از اسقام « 1 » و فراغت از آلام دو نعمت است كه مردم ندانند و كفران آن كنند .
هيبة الرّجل لزوجته ، تزيد فى عفّتها : خوف مرد در دل زن ، عفت و عصمت او را به زيادت كند .
لا طاعة للمخلوق فى معصية الخالق : روا نيست معصيت خالق را اقدام كردن ، براى طاعت مخلوق .
الكذب يجانب الايمان : دروغ زدن ايمان را به دور افكند .
من اثنى فقد كفى : كسى كه منعمى را به سزا ثنا گفت ، نعمت او را پاداش كرد .
قلّة الحياء كفر : بىحيائى شعبهاى از كفر است .
المؤمنون هيّنون ليّنون : مردم مؤمن ليّن العريكه و حسن الخلق و گشاده روى باشند .
هامش
( 1 ) . اسقام جمع سقم : به معنى مرض است .