ما قلّ و كفى خير ممّا كثر و الهى : با مال قليل قناعت كردن ، نيكوتر از كثرت مالى است كه مرد را از خداوند بدان اشتغال افتد .
خير الزّاد التّقوى : بهترين زاد و تهيه براى سفر آن جهانى پرهيزكارى است .
رأس الحكم مخافة اللّه عزّ و جلّ : بهترين دانشها ترسيدن از خداست .
خير ما القى اللّه فى القلب اليقين : بهترين چيزى كه خداوند در قلب مؤمنان جاى دهد يقين است .
الارتياب من الكفر : شك انداختن در توحيد و تشريع كفر است .
النّياحة من عمل الجاهليّة : بانگ به نوحه برداشتن در مصائب از كردارهاى جاهليّت است .
السّكر جمر النّار : مسكرات را به كار بستن با جمرات « 1 » دوزخ پيوستن است .
الخمر جمّاع الآثام : خوردن خمر ، گناهان را از بهر خويش اندوخته كردن است .
الشّعر من إبليس : شعر به ناسزا گفتن ، وسوسهء شيطان پذيرفتن است .
النّساء حبالة الشّيطان : زنان نابكار ، دام و احبوله « 2 » شيطانند .
الشّباب شعبة من الجنون : جوانى شعبهاى از ديوانگى است .
شرّ المكاسب كسب الرّبا : بدترين كسبها سودى است كه از ربا حاصل شود .
شرّ المآكل اكل مال اليتيم : بدترين مأكولات خوردن مال يتيم است .
السّعيد من وعظ بغيره : سعادتمند كسى است كه از كردار ناشايست ديگر كسان پند گيرد و خود مرتكب نشود .
الشّقىّ من شقى فى بطن امّه : شقى كسى است كه در به دو آفرينش اختيار شقاوت كرد .
مصيركم الى اربع اذرع : عاقبت كار شما فرود شدن در تنگناى قبر است .
اربى الرّبا الكذب : اشدّ رباها ، دروغ زدن است .
سباب المؤمن فسوق ، قتال المؤمن كفر ، أكل لحمه من معصية اللّه عزّ و جلّ ، حرمة ماله كحرمة دمه : مؤمن را به بد شمردن و شتم كردن فسق است ، و با او مقاتلت كردن كفر است ، و او را غيبت كردن معصيت خداست ، و بر مردمان مالش حرام است ، چنان كه خونش حرام است .
هامش
( 1 ) . جمرات . جمع جمرة : آتش گداخته شده .
( 2 ) . احبولة : دام .