و تا به آخر بخواند . من گفتم : از اين پيش اين قصيده را اعشى از براى من انشاد كرد ، گفت : تو به راستى سخن كردى همانا من مسحل بن اثاثهام ، و اعشى شعر نتواند گفت : جز اينكه من بر زبان او درگذرانم .
و نيز گفتهاند هريره كنيزكى طناز و خوش آواز بود ، مردى از آل عمرو بن مرثد او را به نزديك قيس بن حسان بن تغلبة بن مرثد هديه ساخت ، و از وى خليده متولّد شد و هريره به امّ خليده كنيت يافت . و بعضى بر آنند كه خليده و هريره هر دو خواهرند « 1 » . وقتى قيس بن حسّان از نعمان بن منذر به هزيمت برفت ايشان را به يمامه آورد و اينكه اعشى گفت : من او را نمىشناسم به اقتضاى وقت چنين گفت :
اكنون آن قصايد كه از اعشى نام برديم برمىنگاريم تا تذكره باشد .
ذكر قصيدهاى كه در مدح رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله انشاد كرده
أ لم تغتمض عيناك ليلة أرمدا * و بتّ كما بات السّليم مسهّدا
و ما ذاك من عشق النّساء و انّما * تناسيت قبل اليوم صحبة مهددا « 2 »
و لكن أرى الدّهر الّذى هو خائن * اذا أصلحت كفّاى عاد فأفسدا
كهولا و شبّانا فقدت و ثروة * فللّه هذا الدّهر كيف تردّدا
و ما زلت أبغى المال مذ أنا يافع * وليدا و كهلا حين شبت و أمردا
و أبتذل العيس المراقيل تعتلى * مسافة ما بين النّجير فصر خدا
ألا أيّهذا السّائلى أين يممّت * فانّ لها فى أهل يثرب موعدا
فامّا اذا ما أدلجت فترى لها * رقيبين جديا لا تئوب و فرقدا
فان تسئلى عنّى فيا ربّ سائل * حفىّ عن الاعشى به حيث أصعدا
هامش
( 1 ) . صاحب اغانى گويد : محمد بن عباس يزيدى به اسناد خويش مرا روايت كرد كه هريره ، زنى كه اعشى در قصايد خود به نام او تشبيب مىكرد كنيزكى سياه از حسّان بن عمرو بن مرثد بود . محمد بن حسن بن دريد نيز از ابو حاتم از ابو عبيده مرا خبر داد كه هريره و خليده دو خواهر خواننده و كنيز بشر بن عمرو بن مرثد بودند و براى او آواز نصب مىخواندند ( الاغانى ، ج 2 ص 167 ) .
( 2 ) . اين دو بيت در الاغانى بدين صورت آمده :أ لم تغتمض عيناك ليلة ارمدا * و عاداك ما عاد السّليم المسهّداو ما ذاك من عشق النّساء و انّما * تناسيت قبل اليوم خلّة مهدداآيا آن شب خواب به چشمان تو نيامد ؟ و بر تو آن نرسيد كه بر مار گزيدهء بىخواب مىرسد . اين از عشق زنان نيست ، همانا از مدتها پيش دوستى مهدد را از خاطر زدودهام .