مشركين قريش امشب قصد من دارند و من اكنون از اين خانه بيرون شوم ، تو بايد در جامهء من تكيه كنى ؛ و برد سبز « 1 » مرا روپوش فرمائى تا عيون و جواسيس « 2 » كفار چنان دانند كه من به جاى خويشم و به انتظار من در بيرون در بمانند و من چون فردا شود ، تجهيز « 3 » سفر كنم و به مدينه شوم .
آنگاه اماناتى كه از مردم در نزد آن حضرت به وديعت بود ، به على عليه السّلام سپرد و فرمود : اين جمله را به صاحبانش تسليم كرده ، از دنبال من با من ملحق شو . اين بگفت و از خانه بيرون شده ، سورهء يس تا بدين آيت :
وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
« 4 » خواندن گرفت و مشتى خاك بر سر آن جماعت پراكنده ساخت و فرمود : شاهت الوجوه « 5 » و از ايشان بگذشت و هيچ كس او را ديدار نكرد .
اما از آن سوى على عليه السّلام دل بر آن نهاد كه خويش را فداى پيغمبر كند ؛ و برد سبز را روپوش كرده در جامهء خواب آن حضرت تكيه زد .
مباهات خداوند بر ملائكه بخفتن على در جاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
در اين هنگام از سترات « 6 » جلال به جبرئيل و ميكائيل خطاب شد كه : من در ميان شما عقد مواخات « 7 » بستم و زندگانى يك تن از ديگرى افزون خواستم كدام يك حيات ديگرى را بر خويشتن اختيار مىكنيد ؟ ايشان گفتند : ما زندگانى خويش را دوست مىداريم و به ذلّ عمر خويش بر ديگرى نپسنديم .
خطاب آمد كه چرا چون على بن ابى طالب نباشيد ؟ كه در ميان او و محمد عقد
هامش
( 1 ) . برد : جامه مخطّط و غير مخطّط را نيز گويند .
( 2 ) . عيون و جواسيس : جاسوسها .
( 3 ) . تجهيز : آمادگى و تهيه اسباب
( 4 ) . يس ، 9 : پيش رو و پشت سرشان ديوارى كشيديم و ديدگانشان را پوشانديم كه نبينند .
( 5 ) . شاهت الوجوه : يعنى زشت باد ، روى ايشان .
( 6 ) . سترات : پردهها .
( 7 ) . مواخاة : برادرى