تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

48 - « العدل » :

او كسى است كه هوى و هوس او را متمايل نمىكند كه در حكمش ستم نمايد . « عدالت » وقتى به انسان نسبت داده شود ، يعنى كسى كه سخن و كردار و قضاوتش مورد رضايت باشد .

49 - « العفوّ » :

يعنى محوكنندهء گناهانى كه موجب هلاكت انسان مىشود و تبديل‌كنندهء آن به حسناتى چند برابر . « عفو » بر وزن « فعول » از « عفو » است كه به معناى گذشتن از گناه و ترك مجازات فرد بدكار است . و گفته شده كه « عفو » از « عفّت الرّيح الاثر ( باد اثر را برد ) » است ، يعنى آن را مندرس و محو نمود .

50 - « الغفور » :

يعنى او كسى است كه مغفرتش بسيار است . و منظور از آن آمرزش گناهان در آخرت و گذشت از عقوبت مىباشد كه از « غفر » به معناى پوشيدن گرفته شده است ، « مغفر » ( كلاه خود ) » را نيز به همين مناسبت نامگذارى كرده‌اند ، چون سر را مىپوشاند . ( بايد توجه داشت ) كه مبالغهء در « عفوّ » بيشتر است از مبالغهء در « غفور » ، چون پوشاندن چيزى ممكن است همراه با بقاى اصلش باشد ، اما محو يعنى از بين بردن آن و نابودى تمام آثارش .

51 - « الغنىّ » :

يعنى كسى كه ذاتا از خلقش بىنياز است و حاجتى بر او عارض نمىگردد ، چون او كامل است و بر ابزار و آلات قادر . و غير از او همه محتاجند كه لا اقل در اصل وجود به او نياز دارند ، پس او غنى مطلق است ( و هيچ نيازى ندارد ) .

52 - « الغياث » :

به معناى فريادرس مىباشد ، او را به اسمى كه مصدر است ناميدند ، چون بسيار به فرياد بيچارگان مىرسد و دعاى اهل اضطرار را اجابت مىنمايد .