گفت : برو .
آنگاه ابر ديگرى آمد ، به آن گفت : اى ابر ! بيا .
ابر آمد ، گفت : كجا مىروى ؟
گفت : فلان سرزمين .
گفت : برو .
سپس ابر ديگرى آمد ، گفت : اى ابر ! بيا .
ابر آمد ، گفت : كجا مىروى ؟
گفت : سرزمين موسى بن عمران .
گفت : اين ( مرد ) را به آرامى بردار و در سرزمين موسى بن عمران بر زمين بگذار .
موسى چون به سرزمين خود رسيد ، گفت : پروردگارا ! اين مرد چه كرده است كه به اين مقام رسيده ؟
خداوند متعال فرمود : اين بندهء من در مقابل بلاهايم صبر مىكند ، به قضاى من راضى است و بر نعمتهايم شكرگزارى مىنمايد » .
پانزدهم - « حسن بن ابى الحسن ديلمى » در كتابش از « وهب بن منبه » روايت كرده است كه :
638 - « اوحى اللَّه تعالى الى داود : يا داود ، من احبّ حبيبا صدّق قوله ، و من رضى بحبيب رضى بفعله ، و من وثق بحبيب اعتمد عليه ، و من اشتاق الى حبيب جدّ في السّير اليه . يا داود ، ذكرى للذّاكرين ، و جنّتى للمطيعين ، و حبّى للمشتاقين ، و انا خاصّة للمحبّين »
. يعنى : « خداوند متعال بر داود - عليه السّلام - وحى كرد : اى داود ! كسى كه دوستش را دوست دارد ، سخنش را تصديق مىكند ، كسى كه از دوستش راضى است ، از كار او نيز راضى مىباشد ، كسى كه به دوستش اطمينان دارد ، بر او اعتماد مىكند ، كسى كه مشتاق دوستى است در حركت به سوى او تلاش مىكند .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى) — صفحة 420
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٤٢٠